|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
داريوش مهرجويي ترجيح داده براي فيلم جديدش علي سنتوري از آهنگ هاي او استفاده كند. اين براي محسن چاووشي كه دارد اولين آلبوم رسمي اش را آماده مي كند يك فرصت استثنايي است
گفتند خودت را برسان انقلاب رفتم ديدم يك نفر با عينك آفتابي، مشغول
امضا دادن است و او را آقاي چاووشي صدا مي زنند
با محسن چاووشي از دفتر آفاق فيلم بيرون آمديم تا او به سوپر ماركت كوچه بغلي برود و ما از او خداحافظي كنيم. محسن كه رفت داخل سوپر ماركت، از سه نفر جواني كه كنار در ايستاده بودند، پرسيديم محسن چاووشي را مي شناسيد. هر سه مي شناختندش و ترانه هايش را دنبال مي كردند. اما او از جلويشان رد شده بود و هيچ كدام از سه جوان، نفهميده بودند كه خواننده مورد علاقه شان همين جوان سياهپوشي است كه هر روز از سوپر ماركت محله خريد مي كند. براي پي بردن به خاص بودن موقعيت، جاي محسن چاووشي را با بنيامين يا رضا صادقي عوض كنيد و عكس العمل جوان ها را پيش بيني كنيد. زندگي با شهرت يا بي شهرت؟ او را همة شهر مي شناسند اما در روزگار انفجار اطلاعات و ارتباطات، هيچ كس او را به جا نمي آورد. موقعيت عجيبي است!
امروز حتي ترانة محسن چاووشي هم از تلويزيون پخش شده، با موفق ترين كارگردان سينماي ايران همكاري كرده، اما هنوز... او را بايد مرد نامرئي موسيقي ايران محسوب كرد.
اين روزها، با علي سنتوري نامت در اكثر روزنامه ها و نشريات ديده مي شود.
همكاري خوبي بود. پسر برادر شريفي نيا تماس گرفت و گفت حاضري در اين پروژه همكاري كني؟ قرار ملاقاتي با مهرجويي داشتم و بعد از آن با محمدرضا شريفي نيا صحبت كردم و فيلم نامه را گرفتم كه بخوانم.
فيلم نامه براي چي؟
براي اين كه با توجه به حال و هواي فيلم نامه، ترانه و آهنگ كار را بسازيم.
پس كار ساخت آهنگ كاملا با خودت بوده؟
بله. با همكار قديمي ام، امير ارجيني شروع به كار كرديم و ترانه هايي براي علي سنتوري سروده شد و آهنگ ها هم ساخته شد. همة امور را در اختيار ما قرار دادند. امير ارجيني مثل هميشه، سنگ تمام گذاشت.
و سنتور ماجرا؟
اساسا فيلم بر محوريت يك سنتور نواز است، پس طبيعي است كه سنتور يك ركن اساسي در تنظيم ترانه هاي فيلم خواهد بود. به همين دليل اردوان كامكار كه سنتورنواز درجه يكي است، وارد كار شد و با همكاري او، كارها انجام شد.
آهنگ ها، تلفيقي اند؟
موزيك پاپ است اما با پس زمينه سنتور.
براي من تجسم بهرام رادان كه با صداي تو بخواند، مشكل بود. خيلي هاي ديگر هم همين عقيده را داشتند.
اگر حرف زدن معمولي من و بهرام را مقايسه كني، مي بيني كه خيلي شبيه هم است.
البته كساني كه سر ضبط صحنه كنسرت علي سنتوري بودند، مي گويند صدايت خيلي خوب روي صورت بهرام رادان مي نشيند.
من شب فيلم برداري كنسرت ها سر صحنه نبودم و نمي دانم چطور شده، اما شنيدم كه همه راضي بودند.
با خود رادان هم دربارة ترانه ها صحبت كردي؟
بله. چند بار با هم حرف زديم. برايم جالب بود كه بهرام همه كارهاي من را داشت و مي گفت كه خيلي زياد، ترانه هاي من را گوش مي كند.
نكته جالبي كه درباره ترانه هاي فيلم مهرجويي شنيده مي شد، اين بود كه انگار همه محسن چاووشي را مي شناسند. اين، خودش يك نوع به رسميت شناختن موسيقي محسن چاووشي است كه هنوز آلبوم اش از كانال رسمي بيرون نيامده؟
نمي دانم چه بگويم. اما به خود آقاي مهرجويي هم گفتم كه من هنوز به طور رسمي موفق نشده ام آلبومي منتشر كنم. اما گفتند كه ما ترتيب همه كارها را داده ايم. شريفي نيا مي گفت مهرجويي خودش مجوز است.
مهرجويي را به عنوان كارگردان روشنفكر سينماي ايران مي شناسند. خيلي جالب است كه تو را پسنديده و به عنوان خواننده اش انتخاب كرده. به نظر خودت در موسيقي تو چه ديده كه اين انتخاب را كرده؟
اين را بايد از خود آقاي مهرجويي بپرسيد
بهرام رادان، بازيگر نقش علي سنتوري در آخرين فيلم مهرجويي، خودش از طرفداران محسن چاووشي است. اين طور كه مي گويند صداي چاووشي روي تصوير رادان به خوبي مَچ شده و طبيعي از آب درآمده. آهنگ ها را چاووشي و گروهش ساخته اند و اردوان كامكار نقش اصلي را در انتقال تكنيك هاي سنتورنوازي به هر دوي آن ها داشته
آيا كار با مهرجويي باعث شده تغييري در نوع كارت ايجاد شود؟
به هر حال نوع موسيقي با بافت فيلم بايد همخوان مي شد. در تنظيم آهنگ از سازهاي سنتي، بيشتر استفاده شد. علاوه بر آن، اساسا كارهاي من از شروع كار تا الان تفاوت زيادي كرده، هم از جنبه كلام و هم ملودي و تنظيم. آهنگ سنگ صبور در فيلم علي سنتوري آخرين كار واقعي من است كه كاملا از آن راضي ام.
اين موضوع قابل لمس است. از نفرين به لنگه كفش رسيده اي.
اگر مي توانستم، نفرين را از كارنامه ام پاك مي كردم. دوست ندارم سياه بخوانم. ترانه را مردم جدي اش كردند وگرنه مي شود با نگاه طنز با آن روبه رو شد. مگر مي شود يك عاشق به معشوق اش بگويد: خدا الهي بزنه تو كمرت! من ديگر كار سياه نمي خوانم. ايدئولوژي ام تغيير كرده. احساس مي كنم راهم را پيدا كرده ام.
نسبت به آلبوم اولت كفتر چاهي الان چه احساسي داري؟
كليت كار را الان نمي پذيرم. اگر قرار بود الان كارم را شروع كنم، هيچ وقت با آن شعرها كارم را شروع نخواهم كرد. الان شعر براي من يك ركن اساسي است. به جز ترانه حميد مصدق و كفتر چاهي نسبت به بقيه آهنگ ها، تعلق خاطري ندارم.
يكي از بهترين ملودي ها و تنظيم هاي تو در تمام كارهايت را در ترانة مرگ حميد مصدق مي بينيم. در حالي كه اساسا ملودي گذاشتن روي اشعار او كار سختي است.
كتاب ده منظومه را مي خواندم كه مجموعه اي از اشعار شاعران بزرگ شعر نو بود. از اين ترانه خيلي خوشم آمد، ملودي گذاشتن روي اين شعر هم خيلي سخت بود. ميزان اش خراب مي شد. يك جاهايي را هم به زور شعر را داخل ملودي جا داديم ولي من هم از كليت كار راضي بودم.
اما آن چه شنيده ايد، ماكت كار بوده. تنظيم اصلي متفاوت بود كه هيچ كس آن را نشنيده است. تنظيمي كه قرار بود به ارشاد ارائه شود اما متاسفانه با پخش اينترنتي كپي سازان، همة زحمات ما بر باد رفت.
و آلبوم خودكشي ممنوع ؟
من آلبومي را كه به عنوان لنگه كفش بين مردم پخش شده، قبل از خودكشي ممنوع كار كردم. در طول سال هاي فعاليتم، اين آهنگ ها را ساخته بودم كه باز به عنوان آلبوم مستقل پخش شد. به نوع آهنگ ها اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه ملودي ها و تنظيم ها، از خانواده متفاوتي اند و با هم مچ نيستند. يعني به عنوان يك آلبوم در امتداد هم نيستند.
به هر حال، همه بعد از كفتر چاهي ، آلبوم خودكشي ممنوع را شنيدند. جوري كه تمام اتومبيل ها و پاساژها و مغازه هاي CD فروشي، آهنگ هايش را پخش مي كردند.
ترانه خودكشي ممنوع را بهاره مكرم سروده كه خيلي ها فكر مي كنند ترانه مكرم، خواهر بزرگترش كه شاعر معروف تري است، شعر آن را گفته. جوان ها كمي كم حوصله شده اند و با يك مشكل كوچك به سمت كارهاي غيرعقلاني مي روند. به همين دليل، اين آهنگ را ساختم و خواندم. اميدوار بودم بتوانم از كانال رسمي، آن را به گوش هموطنانم برسانم اما متأسفانه باز هم كساني كه آيندة حرفه اي يك موزيسين برايشان اهميتي ندارد، همه چيز را خراب كردند.
درآمدتان از اين آلبوم هايي كه از شما منتشر شده، چقدر بوده است؟
صفر.
واقعا؟
باور كنيد. من يك ريال هم از طريق آلبوم هايم درآمد نداشته ام.
پس با چه انگيزه و اميدي، دوباره دست به كار مي شويد؟
آهنگ هايي كه در لنگه كفش مي شنويد، مجوز گرفته بودند. اما با پخش اين آهنگ ها از كانال هاي غيررسمي، تمام وقت و انرژي كه براي اين كارها گذاشته بودم، به هدر رفت. من به اميد گرفتن مجوز و پخش رسمي آلبوم هايم كار مي كنم اما نمي دانم چگونه بعضي از اين دوست نماها، اين قدر با من دشمني مي كنند.
اما ديدي كه وجود دارد اين است كه در واقع پخش كارهاي تو، با اجازه خودت انجام مي شود و يك نوع سرمايه گذاري براي آلبوم هاي آينده ات است. يك جور كسب محبوبيت و شهرت.
آخر، اين ديد اشتباه است و تناقض دارد. يعني اگر آلبوم ها، به صورت رسمي منتشر مي شدند، موفق نمي شدند؟
پس چطور آهنگ هايت به همين راحتي در دسترس قرار مي گيرد؟
خيلي عجيب است. بعضي از اين وبلاگ ها، ماكت ها را به دست آورده اند و حتي اين قدر حرفه اي اند كه تنظيم ها را عوض كرده اند و با تنظيم جديد، آهنگ ها را تبليغ مي كنند.
اگر درآمدي نداري چطور پول شعر و تنظيم مي دهي؟
جز يكي دو مورد پول ترانه و تنظيم نداده ام. دوستان به خاطر علاقه و عشق به كار با من همكاري كرده اند. اما اگر موفقيتي به دست بياوريم، دوستانم را فراموش نمي كنم و خوبي هايشان را جبران مي كنم.
در وبلاگ ها هم، از تو، يكي دو عكس بيشتر پخش نشده. براي مصاحبه هايت هم عكس نمي گيري. اين يك ژست نيست؟
نه اصلا. با پخش عكس ها، باز هم آلبوم هاي جديدي با ليبل جديد، منتشر مي شود. اين مسأله دردسر بزرگي براي من به وجود آورده و باعث شده نتوانم به عنوان يك موزيسين رسمي، كار كنم.
در كليپ آهنگي هم كه به صورت شعرك با مهدي مقدم و فرزاد فرزين خوانده اي،تصوير مبهمي ازت ديده مي شود.
اصلا در جريان ساخت كليپ نبودم. بچه ها سفارش ساخت آهنگي به من دادند و من آن را ساختم و قسمت اولش را خواندم. اما خودشان آهنگ را تغيير داده بودند و بخش هاي بعد را ميكس كرده بودند. تا حالا در هيچ كليپي حاضر نشده ام. چند روز پيش در فروشگاه غيرمجاز فروش CD در خروجي يك مترو، ديدم آگهي كليپ هاي محسن چاووشي به شيشه مغازه چسبانده شده. به سمتش نرفتم. چند روز بعد يكي از دوستانم با فروشنده همان مغازه صحبت كرده بود و گفته بود كه چاووشي اصلا كليپي ندارد، اين را از كجا آورده اي؟ فروشنده به دوستم گفته بود: برو آقا، كاسبي ما را خراب نكن. به شما هيچ ربطي ندارد كه از كجا آمده.
داخل CD چه بود؟
بعضي از آهنگ هاي مرا يك كارگردان آماتور، با يك شخصيت خيالي به صورت كليپ درآورده و به خورد خلق الله داده.
يكي از مضرات نبودن عكس از شما هم همين مسأله است ديگر.
باور مي كنيد تا حالا چند تا محسن چاووشي تقلبي گرفته ايم؟ چند روز پيش، منزل بودم كه دوستم زنگ زد و گفت خودت را سريع برسان به انقلاب. رفتم ديدم يك نفر، با عينك آفتابي، مشغول امضا دادن به مردم است و همه او را آقاي چاووشي صدا مي زنند. دور و برش حسابي شلوغ بود.
ازش امضا نگرفتيد؟
خجالت كشيدم بروم سمتش.
در نهايت اين سوءاستفاده ها به ضرر خودت تمام مي شود ديگر.
به اسم محسن چاووشي كلي كارها مي كنند و دودش به چشم من بينوا مي رود
شايد داشتن يك وب سايت رسمي، خيلي از اين مشكلات را حل كند.
در فكرش هستم. به زودي اين كار را مي كنم. اما خود تريبون داشتن هم مشكلات خودش را دارد. يك وبلاگ داشتم كه شده بود محل نزاع طرفداران خواننده هاي مختلف.
مي رسيم به پديده قميشي ايزم و شباهت صداي چند نفر از خوانندگان داخلي به او.
شايد در آلبوم اول صدايم كمي شبيه قميشي بود، اما بعد از آن، آگاهانه، نوع صدايم را تغيير دادم تا شائبه تقليد به ذهن كسي نيايد. خود ايشان هم گفته كه صداي چاووشي با صداي من فرق دارد. او نگاه مثبتي به كار من داشته و اين مسأله براي من خوشايند است.
اما يكي از خواننده هاي داخلي كه سعي زيادي براي شبيه خواني دارد، در آلبوم جديدش حتي از صدايي شبيه صداي يك خوانندة دسته سوم لس آنجلسي استفاده كرده تا حال و هواي كارش با نمونه اصلي شبيه شود.
به هر حال اين مسائل هم وجود دارد.
پس از يك دوره همكاري با رضا فؤاديان، تنظيم كننده سابق ات، ظاهرا با تنظيم كننده جديدي كار مي كني؟
با شهاب اكبري كار مي كنم كه فضاي متفاوتي را در كارهايم به وجود آورده است. اگر خدا بخواهد و موفق شوم براي آلبوم جديدم مجوز بگيرم، يك كار متفاوت و جديد از من مي شنويد كه مطمئنا موفق خواهد بود.
سازبندي ات عوض شده؟
بله. از سازهاي سنتي، استفاده بسيار خوبي كرده ايم و فضاي مدرن را با سازهاي ايراني تركيب كرده ايم. از تار و سه تار و كمانچه و قيچك در كنار سازهاي الكترونيك استفاده كرده ايم و حاصل كار، مرا راضي كرده است.
اين روزها براي كسي هم آهنگ مي سازي؟
براي يك خواننده جديد به نام محمد جاسمي كه خواهرزاده جلال محمديان خواننده مردان خدا است. او يك پرده بالاتر از تمام كساني مي خواند كه مي شناسيد. آلبوم او بازار را تكان مي دهد. اطمينان دارم.
ظاهرا بعد از كار موفق علي سنتوري ، پيشنهاداتي براي فيلم هاي سينمايي ديگري هم به تو شده.
پيشنهاد بوده. اما قطعي نشده.
موسيقي مورد علاقة خودت چيست؟
راك. اگر موفق شوم يكي دو آلبوم موفق به بازار ارائه كنم، آن وقت كاري را كه خودم مي خواهم، انجام مي دهم و يكي دو تا آهنگ راك واقعي را به مردم هديه مي كنم. كارهاي كلايدرمن را هم دوست دارم.
حالا وقتي به كارهاي گذشته ات نگاه مي كني، دوست داري كدام كارهايت را پاك كني؟
دوست ندارم منفي بخوانم. دوست ندارم در ترانه كلمه اي مثل مي كشمت بياورم. خواندن اين چند آهنگ اشتباه محض بود. ساده بودم و گول خوردم. اصلا به آن چه مي خواندم اعتقاد نداشتم و اشتباه كردم. من صدايم تلخ است اما سياه نمي خوانم. فقط شعرهاي اجتماعي و عاشقانه مي خوانم. ديگر اشتباه نمي كنم.
ولي حتي باز هم خوانده اي: فكر نكنم بشه با صد تا دريا/ اين همه نفرتو بشوري از من
ولي شايد با صد و يك دريا بشود. تازه گفته ام فكر نكنم و اصلا قطعيتي ندارد.
آهــنگ امــام رضا (ع) هــم از تو در تلويزيون پخش شد. بعضي ها مي گويند اين آهنگ هاي مذهبي را براي كسب مجوز مي خواني؟
نه به خدا. من با تمام اعتقادم و با تمام عشق و علاقه ام، اين آهنگ ها را اجرا كرده ام. آهنگ راه كربلا را هم به عشق امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) كه ارادت قلبي زيادي به ايشان دارم، اجرا كردم
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |