|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
گابريل گارسيا ماركز- نويسنده اي كه خيال پردازي هايش را جادوي بزرگ ادبيات معاصر جهان خوانده اند -80 ساله شد.
رمان صد سال تنهايي ماركز امسال چهل ساله مي شود
خالق صد سال تنهايي در حالي روز تولدش را جشن مي گيرد كه مدتها است ''يك خط هم ننوشته است''.
امسال اما مناسبت خاصي هم براي ماركز دارد؛ زيرا رمان صد سال تنهايي او چهل ساله خواهد شد.
آثار ماركز خوانندگان بسياري در سراسر جهان دارد و رئاليسم جادويي در آثار او چنان واقعيت و خيال را با هم درمي آميزد كه مرزي براي تشخيص آن باقي نمي گذارد.
بي سبب نبود كه ماركز شهري خيالي با نام ماكوندو را در آثارش خلق كرد؛ شهري كه تا حد زيادي الهام گرفته از دهكده آركاتاكا يعني محل گذران دوران كودكي او در شمال كلمبيا بود.
ماكوندو در صد سال تنهايي و آثار ديگر ماركز، شهري از ''تخيلات واقعي و واقعيات تخيلي'' است و ماركز در اين رمان چنان جزييات دقيقي از آن به دست مي دهد كه نمي توان باور كرد چنين شهري وجود ندارد.
ماركز با اين ترتيب در ''شكستن خطوط مشخص بين واقعيت و خيال'' كاملاً موفق عمل كرده است.
ماركز خود نيز اذعان مي كند كه اين روش روايت داستان، الهام گرفته از نحوه قصه گويي مادربزرگ مادري اش است:''''مادربزرگ چيزهايي تعريف مي كرد كه فراطبيعي و فانتزي به نظر مي رسيدند اما او آنها را با لحني كاملاً طبيعي تعريف مي كرد.''''
ماركز كه در سال ???? ميلادي جايزه نوبل ادبيات را نيز از آن خود كرد، به ''رويا پردازي'' و چگونگي به ياد آوردن و روايت وقايعي كه در زندگي اتفاق مي افتد علاقه زيادي دارد و بارها تأكيد كرده كه ''قسمت هاي عجيب رمانهايش همه واقعيت دارند''.
ماركز ادبيات را به نجاري تشبيه مي كند و مي گويد:''''در هردو، شما با يك واقعيت سر و كار داريد كه مثل چوب، سخت است.''''
اما ماركز كه بين طرفدارانش به گابو شهرت دارد، به قدرت كلمات هم ايمان دارد و نحوه استفاده از آنها را وجه تمايز نويسندگان مختلف مي داند و به همين جهت هم هست كه جستجوي هميشگي اش براي يافتن لغات جديد را پنهان نكرده است.
ماركز كه به همراه ماريو بارگاس يوسا و كارلوس فوئنتس از ستون هاي اصلي اوج گيري ادبيات آمريكاي لاتين به شمار مي آيد، نخستين داستانش را زماني منتشر كرد كه در كالج درس مي خواند و پس از آن به روزنامه نگاري روي آورد و مدتي را به عنوان خبرنگار در شهرهاي اروپايي از جمله رم، پاريس و بارسلون سپري كرد.
آسمان نوشته هاي گابو با انتشار صد سال تنهايي درخشان شد. ماركز خود نقطه جرقه زدن نگارش آن را سال ???? ميلادي و هنگامي مي داند كه مشغول رانندگي بود اما ناگهان ايده نگارش صد سال تنهايي باعث شد مسيرش را عوض كند؛ به خانه برگردد؛ و به مدت ?? ماه ''فقط بنويسد''.
صد سال تنهايي در سال ???? ميلادي منتشر شد؛ يعني زماني كه ماركز ?? سال داشت.
نويسنده بزرگ آمريكاي لاتين كه در ? مارس ???? ميلادي به دنيا آمده ، در سال ???? از مبتلا شدنش به سرطان آگاه شد و از آن زمان، روايت زندگي خود را در قالب كتاب هايش مورد توجه قرار داده است.
در سال ???? ميلادي، اتوبيوگرافي ماركز با عنوان زنده ام كه روايت كنم منتشر شد.
در سال ???? ميلادي نيز آخرين رمان او خاطرات روسپيان محزون من منتشر شد و ماركز پس از انتشار آن تأكيد كرد اين تنها يك پنجم از كتابي بوده كه مي خواسته بنويسد.
80 سالگي ماركز
ماركز بيش از هر چيز ديگر، تحت تأثير دوران كودكي و گوش سپردن به قصه هاي پدربزرگ و مادربزرگش است
از ميان ديگر آثار بزرگ گابريل گارسيا ماركز مي توان به در ساعت شيطان (????)، پاييز پدرسالار( ????)، وقايع نگاري يك مرگ از پيش تعيين شده (????)، عشق در زمان وبا (????)، ژنرال در هزار توهاي خود (????)، از عشق و شياطين ديگر (????)، هيچ كس به سرهنگ نامه نمي نويسد (????) ، طوفان برگ (????) و زائران غريب (????) اشاره كرد.
ماركز خود گفته كه ارنست همينگوي، فرانتس كافكا و فيدل كاسترو از قهرمانان زندگي اش هستند و اين در حالي است كه بسياري از صاحبنظران، نزديكي ديدگاه هاي ماركز با ويليام فاكنر نويسنده آمريكايي را نيز مورد توجه قرار داده اند.
گابو اما بيش از هر چيز ديگر، همچنان تحت تأثير دوران كودكي و گوش سپردن به قصه هاي پدربزرگ و مادربزرگش است و آنها هنوز جاي خود را در ذهن او نگاه داشته اند.
ماركز به ياد مي آورد كه پدربزرگش روزي ميان كوچه ايستاد و به او – كه كودكي پنج ساله بيش نبود- گفت:''''سنگيني مرگ را حس نمي كني؟''''
شايد هم علت كم كاري گابو در سال هاي اخير همين باشد كه سنگيني مرگ را احساس مي كند.
با اين وجود، اكنون كه ماركز ?? ساله شده و چهار دهه نيز از انتشار صد سال تنهايي مي گذرد، فرصتي هست كه ''قصه بگوييم''؛ از گابو و از ديگران.
همه زنده ايم تا روايت كنيم
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |