انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

فیلم و سینما :: معرفي فيلم

موضوع: همه چيز درباره ي فيلم 300 و نامه به كارگردانش

يک پاي فيلم 300 در تاريخ است. اما تاريخي که ريشه پاگيري آن مشخص نيست. دکتر پرويز ورجاوند، محقق، پژوهشگر و تاريخ شناس تصوير نادرست شکل گرفته در فيلم 300 را براي بسياري از مردم باورپذير مي داند; چراکه شناختي از تاريخ باستان وجود ندارد.

تاريخ نگاري غربيان تا چه حد قابل استناد است؟
از ديرباز يعني از زماني که از متون تاريخي ياد مي کنند، نوشته هايي را که غربي ها يا يوناني ها و بعد رومي ها درباره ايران نگاشته اند به اعتبار نوشته هايي بوده که به طور کامل و جامع دشمنان ايران با موضع مشخص در قبال ملتي که به عنوان بزرگ ترين امپراتوري جهان وجود داشته، به رشته تحرير درآورده اند.
حتي زماني که امپراتوري روم به وجود مي آيد، ايران و روم که دو امپراتوري بزرگ هستند و به عنوان دو ابرقدرت بزرگ جزو قدرت هاي جهاني به حساب مي آيند، روبه روي يکديگر قرار مي گيرند و به همين اعتبار نوشته هاي رومي سرشار است از تناقض گويي ها و موفق جلوه دادن يوناني ها و روميان و کوچک شمردن پيروزي هاي ايرانيان. به اين اعتبار حتي آن چه در کتاب هاي تاريخي تا نيمه قرن بيستم و حتي بعد از آن نوشته شده، يک ديد يک سونگرانه در قبال همه مسائل مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران دارد.
اين بحث مربوط به تاريخ نگاري گذشته است، امروز چطور؟ وقتي در زمينه ساخت فيلمي مثل 300 اين قضيه اغراق آميز تر از آن چه در تاريخ است نمايش داده مي شود؟
خب وقتي اين نوشته ها براي کساني که مي خواهند در دستگاهي مثل هاليوود فيلم بسازند، ماخذ قرار مي گيرد، با توجه به برخوردي که آنها در تمام زمينه ها با مسائل تاريخي دارند و تلاش مي کنند مسائل تاريخي را در چهارچوبي عرضه کنند که از برخي جاذبه هاي سينمايي برخوردار باشد (همان طور که اکثريت فيلم هاي تاريخي از مسير واقع گرايانه خارج شده)، فيلم از مسير حقيقي خارج مي شود.
با توجه به اين ويژگي ها، طبيعي است که در رابطه ايران و غرب و يا دولت شهرهاي يوناني از يک سو و ايران و امپراتوري روم از سوي ديگر، در اينجا ذهنيت حاکم بر فرهنگ غربي ذهنيتي است که چون خود را ميراث خوار فرهنگ يونان و روم مي داند، کوشش دارد واقعيت هاي مسلم تاريخي را که به سود ايران، ساختار حکومتي و سازماني ايران است ناديده انگاشته و از ايران به عنوان برترين قدرت شرق در مقابل غرب به گونه اي دلخواه استفاده کند. بنابراين تا به حال فيلم هايي مانند اسکندر و نظاير آن، همه بر مبناي چنين برداشت هايي ساماندهي شده و به ويژه در طول ساليان اخير که غرب در تلاش براي يک نوع درگيري (رودررويي تمدن ها به اعتماد غرب) با شرق است، سعي کرده اند شرق را در ابعاد مختلف از بعد ارزش هاي فرهنگي تا ديگر ابعاد در يک موقعيت فرودست تر از غرب قرار دهند.
درخصوص فيلم 300 چطور؟
بايد به فيلم 300 هم با توجه به مجموعه اين مباحث نگاه کرد. سينماگر هاليوودي در اين مجموعه بر آن است فيلمي بسازد که با فاصله گرفتن از واقعيت ها و جنبه هاي تخيل گرايانه جاذبه هاي بيشتري براي بيننده به وجود آورد و به اين اعتبار اين فيلم بيش از ديگر فيلم هاي تاريخي که تا به حال ساخته اند و به طور کامل از واقعيت ها و حتي از متون کهن يوناني فاصله گرفته و در چهارچوب يک فيلم تخيلي ساخته و پرداخته شده است. تمام ابعاد اين فيلم غيرواقع گرايانه است. از حجم نيروهايي که در اين نبرد حضور دارند گرفته تا بعد چرايي شکل گيري اين نبرد که اصلا مطرح نمي شود که آيا ايران فقط به عنوان يک تجاوزگر به سمت يونان مي رود يا عوامل ديگري در اين ماجرا دست داشتند. هيچ کدام از اين موارد مورد توجه نويسنده فيلمنامه و کارگردان و تهيه کننده فيلم نبوده است و به نظر مي رسد نکته اي که برايشان اهميت داشته اين بوده که آن چه گفته شده بتواند در بيش از سه هزار سينما به نمايش درآيد و فروش لازم را از لحاظ گيشه داشته باشد.
خب آيا واقعا قضايايي چون تروموپيل و ماراتون و ... از اهميتي که مورخان ادعا مي کنند، برخوردارند؟
هيچ يک از اين نويسندگان يوناني نيستند که در نوشته ها، آنجا که مسئله رودررويي ايران و يونان پيش مي آيد به چيزي بسيار افزون تر از غلو کردن دست نيازيده باشند. اما جالب اينجاست که همين آدم ها زماني که در مورد مسائلي سخن مي گويند که رودرويي ايران نيست، راجع به تمدن، ساختار حکومت تعليم و تربيت و تمام آن چه که معنويات و فرهنگ جامعه ايران را مي سازد، ناگزير مي شوند به مطالبي بپردازند که نشان دهنده يک عظمت است. در مورد اين فيلم وضعيت دو دو تا چهارتاي آن کاملا از حد اغراق گذشته است.
براي اين که يک لشکر را از ايران حرکت دهند و از تنگه اي مثل تروموپيل بگذرانند، بايد پل هايي بزنند که بتوانند اين نيروها را از آن عبور دهند. عبور دادن اين نيروها از تنگه در مدت زمان نمايش داده شده، تامين اسلحه و ابزار جنگي اين تعداد نيرو و ... تماما جاي بحث دارد. يا در مورد قضيه حمله اسکندر به ايران به نظر مي رسد، او نيروهاي خود را خيلي راحت به شوش يا پاسارگاد مي رساند. اما هيچ کس ننوشته که حتي با تکنولوژي امروز هم نمي شود 300هزار نفر نيرو را درآن مدت کم به آنجا رساند.
مسئله جغرافيايي نظامي يا اين گونه رويدادها، هيچ گاه مورد بررسي قرار نگرفته، درحالي که همگان وقتي سخن از نيروي نظامي ايراني ها مي کنند، باور دارند که «مادي ها» قدرتمندترين نيروي نظامي جهان را داشته اند.
خب اين جنگ با چه هدفي صورت گرفته؟
وضعيت انسجام نيروهاي ايراني و لشکرکشي ها از زمان عيلامي ها شروع مي شود و در دوره مادها ما شاهد اوج قدرت لشکر ايراني هستيم که آشور قدرت هاي بزرگي چون ليديه را در اين دوره از سر راه بر مي دارد و در پي آن در دوره هخامنشي به پيروزي هاي بزرگي دست مي يابد و در دوره اشکاني و ساساني هم بزرگ ترين ضربه ها به روم وارد مي سازد که اين موضوع حکايت از اين دارد که سازمان دهي منطقي در لشکر ايرانيان وجود داشته و در چهارچوب اين نظم يک ارتش ميليوني از يک سو به سوي ديگر حرکت مي کند. اما نکته جالب در مورد ماجراي تروموپيل اين است که اصلا ايراني ها براي کشورگشايي اين حرکت را انجام نمي دهند، بلکه شرايط نامناسب اجتماعي و فشار دولتمردان يوناني به مردم آتن است که موجب آغاز اين حرکت مي شود.
در آن زمان بسياري از آتني ها به ايران پناه مي آورند و خشايار شاه را به شدت براي رهايي مردم آتن تحريک مي کنند.
که در اين مورد به نظر من ناپلئون بهترين صحبت را کرده است که مي گويد: «غير از حمله و گوشمالي کردن گروه هاي متجاوز يوناني و تصرف آتن ديگر ارتش خشايار شاه چه بايد مي کرد که نکرد که شما به آن عنوان عدم پيروزي مي دهيد؟»
هرودوت تعداد نيروهاي ايراني اين جنگ را در حدود نيم ميليون نفر ذکر کرده و در اين فيلم تعداد نيروها به بيشتر از يک ميليون نفر مي رسد...
اولا که وجود اين تعداد نيرو و گذراندن آنها از تنگه مشکلي است که براي خشايار شاه پيش مي آيد، در عين حال خشايار تعداد زيادي از لشکريانش را باز مي گرداند چرا که مي داند حضور مقدار قابل ملاحظه اي از ارتش در اين منطقه به زندگي مردم آنجا لطمه مي زند و بنابراين بعد از اين که آتن را تسخير مي کند، نيروها را برومي گرداند.
تمام اين واقعيت ها در نوشته ها مورد توجه قرار نگرفته و جايي نوشته نشده است و طبيعي است که يک فيلمنامه نويس و کارگردان که با نداشتن کوچک ترين دانش در قبال مسائل تاريخ مي خواهد فيلم بسازد، سعي مي کند با جاذبه هاي خاص خود فيلمي ايجاد کند که مورد پسند مخاطب باشد.
چه منبعي به جز کتاب هاي تاريخ غربي براي استناد کردن فيلم ساز و نويسنده وجود داشته؟
خب اگر فيلم ساز مي خواست خود را به واقعيت نزديک کند چه منبعي بهتر از سندهاي تصويري موجود در تخت جمشيد وجود دارد که شکل لباس، طرز پوشش سربازان ماد و ساز و برگ و .. کارها را به نمايش گذاشته است. در حالي که در اين فيلم يک مشت وحشي مغاير با آن چه ما در متون تاريخي مان داريم به نمايش درآمده متاسفانه امروز در دستگاه سينمايي آمريکا يک گروه از فيلم سازان وجود دارد که همه نيروهايشان را به گونه اي در اين راستا به کار مي گيرند که همچنان در هزاره سوم با فاصله گرفتن از واقعيت هاي علمي تاريخي، ملت هايي چون ايران با پيشينه فرهنگي درخشان را به اين صورت به تصوير بکشند.
همان طور که خودتان هم اشاره کرديد، از تمدن ايران در بسياري جاها به عنوان يک تمدن غني ياد مي شود، پس چطور است که اين گونه سعي در خدشه وارد کردن به آن دارند؟
من اينجا ناگزيرم به اين حقيقت اشاره کنم که چنين واقعيتي برمي گردد به عملکردمسولا ن ، يعني زماني که نتوانسته اند و نمي خواهند به تاريخ و فرهنگ گذشته ايران بها دهند و روي آن کار کنند و عظمت و شکوه تاريخي گذشته و ايران را به فرزندان و جهان بنمايانند، طبيعي است که اين اتفاق رخ دهد و در شرايطي که هنر سينما سال هاست به اين کشور وارد شده هنوز فيلمي درخور فرهنگ و تمدن ايراني ارائه نشده است. بنابراين طبيعي است در دنياي غرب فيلم سازان هر چه دل تنگشان مي خواهد در مقابل بي مقدار نشان دادن کشوري که تمدن عظيمي داشته به خدمت مي گيرند و جز اين که بخش عمده اي از مردم ايران را دل آزرده کند و دل مردگي را افزوني بخشند کار ديگري نمي کنند.
بنابراين من معتقدم کشوري که نتوانسته فيلمي در مورد کورش کبير بسازد و نشان دهد پايه گذار حقوق بشر، ايران است يا کسي فتوحات داريوش و پيروزي هاي شاپور و ... را به نمايش درنياورده است و ده ها و صدها رويداد تاريخي جهان که ايران در آن نقش محوري داشته نساخته طبيعي است که اين فيلم براي فرزندان امروز با توجه به آن چه در کتاب هاي تاريخ پيش از اسلام شاهديم، واقعي بنمايد



نامه به كارگردان 300

سلام آقاي زاک اشنايدر

بدون هيچ مقدمه اي به خاطر ساختن فيلم 300 از شما سپاسگزارم.

دقيقا نمي دانم شما با چه انگيزه اي سراغ چنين موضوعي رفته ايد ، اما اگر به قصد تحريف تاريخ سراغ اين موضوع رفته ايد تا مثلا تاريخ را به زيان ما ايرانيان و به نفع غربيان روايت کنيد، به ترکستان رفته ايد. شايد پس از اين همه سر و صداي ما ايرانيان درباره اين فيلم چنين سخني عجيب و غريب به نظر برسد، اما اين واقعيت است.

شما ناخواسته به ما کمک کرده ايد تا به گوشه اي از تاريخ خودمان توجه کنيم. پيش از اين که شما فيلم 300 را بسازيد خيلي از ما نه نامي از ترموپيل شنيده بوديم و نه از چنين نبردي خبري داشتيم و نه دلمان مي خواست که درباره خشايار و داريوش چيزي بشنويم، حالا هم که آب هايي که فيلم شما جاري ساخته از آسياب ها بيافتد دوباره در بر همان پاشنه قبلي خواهد چرخيد و ما دوباره همه چيز را فراموش خواهيم کرد تا بار ديگر در جايي ديگر يکي در کتابي يا فيلمي ناسزايي نثارمان کند تا بار ديگر يادمان بيايد که ما ايراني هستيم و ايران گذشته اي چنين و چنان دارد. نه اين که اسم کوروش و داريوش و هخامنشيان را نشنيده باشيم يا به آنها کاري نداشته باشيم، چرا اتفاقا هر جا که با هجومي اين چنيني روبه رو مي شويم، به آنها افتخار مي کنيم، اما اگر خيال مي کنيد که وقتمان را به خواندن و تامل کردن در تاريخ صرف کنيم، اشتباه کرده ايد.

راستش را بخواهيد الان فکر مي کنم کاش کمپاني برادران وارنر کارگردانان جوياي نام ديگري را اجير مي کرد و هر دوره تاريخ ايران را به يکي از آنان مي سپرد تا تحريفش بکنند و مثل شما ايرانيان آن دوره را وحشي و مستبد و زشت رو و ضعيف و.... (خلاصه آخر بدها) نشان بدهند تا ما غيرتي مي شديم و يک بار هم که شده تاريخ خودمان را دوره مي کرديم. شما نيازي به نوشتن فيلمنامه هاي جديدي نداريد، زيرا قبلا مورخان تان زحمت نوشتن افسانه هاي زيادي را کشيده اند. فکر مي کنم معامله خوبي باشد; شما به نان و نوايي که ضرورت سينماي امروز است دست مي يافتيد و ما هم ناخواسته از اين نمد براي خودمان کلاهي مي ساختيم.

ممکن است اين پيشنهاد خنده دار به نظر برسد، اما واقعيت اين است که همين جوري نمي توانيم سراغ تاريخمان برويم و نياز به انگيزه هاي قوي داريم که شما مي توانيد آن را فراهم کنيد. البته براي اين ادعاي خودم دليل محکمي هم دارم.

50 سال پيش يک ايراني به نام اميرمهدي بديع کتاب عظيمي نوشته است که در آن تناقض هاي نوشته هاي مورخان يوناني درباره ايران نشان داده شده و افسانه هايي را که به نام تاريخ به خورد مردم داده اند از تاريخ جدا کرد ه است. اين کتاب که نقدي اساسي به نوع تاريخ نگاري غربي ها درباره ايران است در 15 جلد به زبان فرانسه نوشته شده است و در زمان انتشارش توانسته است تاثيري جدي در تاريخ نگاري غربي بگذارد و مورد توجه بسياري از مورخان غربي واقع شده و به پيشرفت نقد تاريخ نگاري غربيان درباره ايران و به خصوص ايران باستان کمک کرده است.

نکته جالب اما اين جاست که 50 سال طول کشيد تا اين کتاب در ايران منتشر شود و اتفاقا چند ماه پيش از اين که کپي کم کيفيت فيلم شما در بازار فيلم هاي قاچاق ايران به فروش برسد اين کتاب در جشني کوچک و جمع و جور رونمايي شد. مي بينيد آقاي اشنايدر کتابي که اين همه براي ما اهميت دارد و امروز به ما کمک مي کند تا شاخ و برگ هايي را که شما بر افسانه هاي هرودوت (تاريخ نويس يوناني) درباره نبرد ترموپيل افزوده ايد بشناسيم، 50 سال در ميان ما غريب بوده و راستش را بخواهيد هنوز هم غريب است.

اين کتاب مستطاب که «يونانيان و بربرها» نام دارد با عنوان فرعي «روي ديگر تاريخ» توسط انتشارات توس در تهران منتشر شده و جالب است که يکي از موضوع هاي اين کتاب همين نبردي است که شما به آن شاخ و برگ داده ايد.

مثلا فيلم شما و افسانه هاي برخي مورخان يوناني تعداد سربازان اسپارتي را 300 نفر نشان مي دهند و «آن را به عنوان نمادي از مقاومت در برابر شرق باور داريد. کاملا محتمل است که در اين نبرد هر اسپارتي 7 برده داشته باشد که در جنگ همراه آنان بوده اند. در مجموع دو هزار و 400 نفر به اضافه دو هزار يوناني غير اسپارتي ديگر (تسپيان ها و لا سموني ها) که در اين نبرد کشته شدند، درصحنه حضور داشتند. همچنين اين مساله بايد مورد توجه قرار گيرد که وقتي آتني ها در بخش هاي يونان به قدرت مطلق تبديل شده اند، به يک شيوه کاملا غير دموکراتيک عمل مي کردند و دولت- شهرهايي را که مقاومت کرده بودند به وسيله مصادره و برده گرفتن افراد مجازات مي کردند». در واقع اسپارتيان فقط خود را به عنوان افراد آزاد به حساب مي آوردند و وقتي تعداد سپاهيان 300 نفر نوشته مي شود، ديگران به حساب نمي آيند.

آقاي اشنايدر مي بينيد فيلم شما چه خدمتي دارد به ما مي کند؟ اين چند جمله اي را که داخل گيومه گذاشته ام چند ماه پيش از اکران فيلم شما يکي از استادان ايراني يکي از دانشگاه هاي آمريکا در جشن رونمايي «يونانيان و بربرها» بر زبان آورد، ولي هيچ جايي انعکاس پيدا نکرد، اما حالا فيلم شما باعث شده است که چنين بحث هايي به وبلاگ ها و نشريات عمومي نيز کشيده شود که محققان تاريخ در خواب هم نمي ديدند، بشود صفحه اي از تاريخ ايران را در آنها ديد. باز هم متشکرم آقاي اشنايدر و خواهش مي کنم روي پيشنهاد من فکر کنيد. اميدوارم که باز هم فيلم هاي اينچنيني بسازيد، فقط خواهش مي کنم به دوره هاي مختلف تاريخ ايران بپردازيد!

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


 

  10 رفتار ممنوعه با فرزندان):
  شانس » Medley
  تشخيص سرطان تيروييد
  كم كاري تيروييد در نوزادان
  حکايت » اون روزها
  سيماى جنوبى خلج
  سابقه و جرم تعدادي از اراذل و اوباش‌‌ اعدام‌شده
  تله پاتي - قسمت اوّل
  ايلهاي دي وي دي شما رو به پسوندهاي مختلف تبديل کنه
  تااریخچه قاشق و چنگال
حرمت به افراد
سرژيک » نازنينترين دختري امشب
چگونه IP خود را عوض کنيم؟
زبان جديد جوانان ايراني
سيگار کشيدن پير پوستي را تشديد مي کند
ر «خار پاشنه» از ايستادنهاي طولاني مدت امتناع كنند
ماد در خانه مادرزن دوربين مدار بسته كار گذاشته بود
صرف گياهان در منزل
ا آقايون ميتوانند دربيان احساسات بشما اعتماد کنند؟
ليدا » عسلک » صداي پاي آب
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس