|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
نقدي بر فيلم كاغذ بي خط (ناصر تقوايي)
لحظه شماري براي زنگي و رومي
«کاغذ بی خط» بيش از آنکه فيلمي با داستان موفق باشد فيلم طراحی صحنه، بازيگر و ديالوگهای موجز طنزآلود و در بيشتر اوقات تلخ و سياسي است که اين امر ناخودآگاه تماشاچی را به ياد «روبان قرمز » حاتمی کيا می اندازد. در آنجا نيز صحنه های زيبا (بخصوص با طريقه فيلمبرداري اسکوپ) و بازی زيبای بازيگران هرچند ارزش چندبار ديدن آنهم بر پرده سينما - البته پرده عريض که يافت می نشود!!!- را داراست اما چه سود که چون مجمع الجزايري پراکنده می ماند و مفهوم غايي به سختی دستگير تماشاگر - حتی تماشاگر حرفه ای - می شود.
سينما بيش از آنکه شبيه به غزل سرايي باشد که هر بيت آن جداگانه شرح عاشقي، تغزلي است وهر بيت برای خود کامل و شايد پيچيده می باشد مانند مثنوی است که همه ابيات در خدمت تم اصلی مثنوی که يك موضوع واحد بيش نيست جلوه گری می کند.
بنده شخصا به اين نکته اعتقاد ندارم که هرچه ديرتر تماشاچی مفهوم فيلم را بفهمد لزوما فيلم بهتر ،تكنيكي تر، مفهومی تر و به اصطلاح روشنفکرانه تر!! است. فکر می کنم بهترين شاهد بر اين مدعا به تاييد همه اهل فن سينماي هيچكاك است که روانترين تعريف را برای پپيچيده ترين روايتها بکار می برد با وجود اينكه در هر بار ديدن آثارش نکته ای جديد دستگير بيننده می شود. اين درست که فيلم ماندنی و خوب فيلمي است که در هر بار ديدن نکته ای نو در آن يافت شود اما نه اينكه تماشاچی بجای اينكه در اثنای تعريف داستان آرام آرام نکته سنجی کند و بدنبال فيلم تا پايان كشيده شود، از فرط گنگی در تعريف قصه يا شايد نبود قصه، يا فقط به بازی زيباي بازيگران - که الحق و الانصاف فوق العاده و در خور ستايش است – بسنده کند و يا اگر بخواهد نکات فيلم را دريابد راهی جز از دست دادن صحنه های بعدی نداشته باشد. نکته هايي چون قتلهای زنجيره ای ويا فاجعه کوی دانشگاه - فکر می کنم شکاندن درب ورودی توسط مرد خانه اين معنی را می داد - خيلي ظريف نيستند و در راستای تعريف سخت و سنگين قصه نه اينكه محو شده باشند اما اثر آنها آنی و لحظه ای می نمايد.
به هر ترتيب نوشتن نقد ريز و جزيي از « کاغذ بی خط » چندان ساده نيست زيرا داستان چندان مشخص نيست، همين امر باعث می شود برداشتها از اين فيلم در سطح باقی بماند و ريز و جزيي نشود چرا که اگر كليت داستان روشن نشود هر گونه برداشت بی ربط و حاشيه ای از فيلم امکان پذير می شود و اين امر باعث می شود جرات و برّایی قلم منتقد کاسته شود و همواره اين شبهه که نکند اصلا موضوع فيلم برداشتی وهم آلود و غلط از ذهن من باشد انگيزه نوشتن را از وی می گيرد. شايد دليل اينكه بنده نقد جامع و قشنگی از اين فيلم در اين سی و اندی روزه که ازاکران آن می گذرد نديدم و همه آنها به نوعی سطحی بودند همين باشد! نمی دانم والله اعلم...
به هر حال ظرافت و انديشه نو در آثار تقوايي بر کسی پوشيده نيست و طرفداران سينمای وی از هم اکنون چشم به آينده دارند. « کاغذ بی خط» به دليل نقاط قوت ذکر شده هرچند سقوطی در کارنامه تقوايي نيست اما در تداوم کارهای درخشان وی نيز قرار نمی گيرد. شايد دليل اين امر دوری چندين ساله تقوايي از سينما باشد که اگر فقط همين باشد می توان برای ديدن « رومی و زنگی » لحظه شماری کرد.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |