بهروز وثوقي اسطوره ي به ياد ماندني فيلم هاي پيش از انقلاب كه در آثار بزرگي چون «قيصر»، «گوزن ها»، «داش اكل» هنرنمايي كرده، ميهمان امروز «انتخاب» است و به بخشي از سوالات خوانندگان، پاسخ گفته است.
اين بازيگر با نام واقعي خليل وثوقي در سال 1316 خورشيدي برابر سال 1937 ميلادي در شهر خوي متولد شد.
وي برادر چنگيز و شهراد وثوقي است كه هر دو در ايران به كار هنرپيشگي مشغولند. تحصيلات وي در حد ديپلم مي باشد و همسرسابق گوگوش مي باشد اولين فيلم سينمائي اش فيلم صدكيلوداماد (1341به كارگرداني عباس شباويز) مي باشد و فيلمي كه درسال 1348 بهروز درآن بازي كرد وهرگز به نمايش عمومي درنيامد (هوكاني .به كارگرداني سياوش ياسمي)اول بوده است ،
از مشهورترين نقش هاي بهروز وثوقي نقش قيصر در فيلم قيصر به كارگرداني مسعود كيميايي در سال ???? بود. جوان اول آن سالهاي سينماي ايران در بسياري از فيلمهاي فارسي به هنرنمايي پرداخته است كه از جمله فيلمهاي بهروز وثوقي ميتوان به بازي هنرمندانه او در فيلم (سوته دلان) كه از دسته فيلمهاي هنري و ماندگار در تاريخ سينماي ايران نيز هستند اشاره كرد ضمن اينكه اثار ديگري چون { كندو ، داش اكل ، همسفر ، ممل آمريكايي ، ماه عسل ، دشنه ، طوقي و گوزنهاوبسياري ديگر) جزو اثار به جا مانده از وي است.
بهروز وثوقي جزو معدود هنرپيشگان سينماي ايران است كه توانايي بازي در انواع گونههاي سينمايي را دارد از كمدي تا تاريخي از عرفاني تا تجاري. البته به ايشان (كلينت ايستوود) ايران لقب داده اند. او پس از آن به آمريكا رفت تا در فيلم « گربه در قفس » ساخته بهمن زرين دست بازي كند كه از آن روزها، به ايران سفر نكرده است.
يكي از اتفاقات مهم در حضور هنري وثوقي در سالهاي اخير جايزه اي است كه داوران جشنواره سانفرانسسيكو در سال 1979 به عباس كيارستمي اهدا كردند و او نيز تقديم وثوقي كرد.
وي برنده جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره جهاني فيلم هند در دهلي در سال 1973 براي بازي در فيلم تنگسير و همچنين برنده جايزه بهترين بازيگر مرد در سومين جشنواره جهاني فيلم تهران در سال 1353 براي بازي در فيلم گوزن ها است.
بهروز وثوقي هم اكنون در سانفرانسيسكو، با همسرش كتايون، زندگي مي كند.
حدود يك ماه پيش، «انتخاب» از خوانندگان خود خواست سوالات خود را از آقاي وثوقي بپرسند، اما پاسخ به اين سوالات به دليل كسالات مختصر آقاي وثوقي و همچنين سفر ايشان به تركيه و همچنين كانادا در مورد بزرگداشت ايشان، به تعويق افتاد.
آقاي وثوقي عزيز! امسال وارد 70 سالگي شده ايد، به عوان سوال نخست دوست دارم براي علاقمندانتان از وضع سلامتي خود بگوييد، چه احساسي مي كنيد؟
بهروز وثوقي: از سلامتي كامل برخوردارم و در اين سن وسال احساس بسيار زيبايي از زندگي دارم
تا چند سالگي در شهرستان خوي بوديد و چه زماني به تهران آمديد و در كدام محله در خوي و تهران بزرگ شديد؟
وثوقي: من تا شش ماهگي در خوي بودم و بعد به تهران امدم اوايل را به ياد ندارم ولي بعدا در خيابان خرمشهر زندگي ميكردم
از چه سالي فعاليت هنري شما اغاز شد و ماحصل اين فعاليت ها، چند فيلم و تئاتر است؟
وثوقي: من از سن 18 سالگي فعاليت هاي خودم را شروع كردم و ماحصل اين فعاليتها حدودا نزديك به 90 تا 100 فيلم و سريال ميباشد
چه مشاغلي در دوراني كه هنوز بازيگر نشده بوديد و يا هنوز بازيگر مشهوري نشده بوديد، داشتيد؟
وثوقي: : بعد از اينكه دوبار در كنكور رد شدم در اداره بهداشت شروع به كار كردم و بعد در وزارت دارايي
يكي از خوانندگان از شما پرسيده، جريان اخراج شما از ورات بهداشت و درگيري با يك مقام وزارت دارايي چه بوده؟
وثوقي: در اداره بهداشت بخاطر توهيني كه يكي از بازرسها در خرم دره زنجان به من كرد درگيري بوجود امد و مرا اخراج كردند
چند برادر و خواهر داريد؟
وثوقي: چهار برادر دارم به اسامي چنگيز , بهزاد, شهراد و فيروز
آقاي وثوقي، از كي فهميديد كه به بازيگري علاقه داريد؟
وثوقي: زماني بديدن فيلمي به اسم ولگرد با شركت اقاي ملك مطيعي رفتم و از انجا كه امدم بيرون احساسي در من بوجود امده بود و با ديدن چندين بار اين فيلم، جرقه اي از بازيگري در من زده شد
واكنش خانواده به علاقه حضرتعالي به سينما و بازيگري چه بود؟
وثوقي: :خانواده با كار من بطور كلي مخالف بودند, البته بيشتر پدرم.
براي اولين بازي، چقدر دستمرد گرفتيد؟
وثوقي: براي اولين بازي،2000 تومان دريافت كردم
چند سال فعاليت دوبله در سينما را پيگيري مي كرديد؟
وثوقي: :در دوبله كه بمدت 7 سال طول كشيد
آيا بازي در فيلم هاي پيش از "قيصر" كه شكل و شمايل فيلم فارسي را داشت، شما را راضي مي كرد؟
وثوقي: شما براي شروع هر كاري بايد از صفر شروع كنيد منم مثتثني نبودم مسلما راضي نبودم
تكنيك بازيگري برجستگي هاي غير قابل انكاري دارد، آيا حضرتعالي دوره ي خاصي را گذرانديد؟
وثوقي: من دوره بخصوصي نديدم فكر ميكنم دوران دوبله براي من كلاس خوبي بود
فيلم هاي پيش از انقلاب، اصولاً براي نمايش در سينما دوبله مي شده است.اين مسئله باعث آزار شما نمي شد كه فرد ديگري روي چهره ي شما صحبت مي كند؟
وثوقي: من 10فيلم اوليه ام را با صداي خودم بازي كردم و بعد در فيلمهاي تنگسير, سازش, گوزنها هم صداي خودم بود و آنهايي هم كه با صداي خودم نبود بدليل مشغله زياد و بموقع رسيدن فيلم - بدليل قرار دادي - من در محل دوبله نميتوانستم حاضر باشم
برجسته ترين خاطره هاي شما از زنده يادان علي حاتمي و فريدون گله و اخيرا مرحوم عزيز رفيعي چيست؟
وثوقي: همراه با زنده ياد علي حاتمي در ايتاليا براي تهيه سر پرسوناژ و انتخاب گريمور بودم كه روزهاي خوبي بود , فريدون گله هم كه از دوستان خوب من بود, و مرحوم عزيز رفيعي را هم بيشتر در امريكا ميديدم
جناب كيميايي چندي پيش در يك مصاحبه گفته بود كه بهروز وثوقي هميشه اصرار داشت كه اسم "او" در ابتداي تيتراژ فيلم ها باشد.
وثوقي: طبيعتا زماني كه من با اقاي كيميايي شروع بكار كردم اسم معروفي داشتم و ياد ندارم كه هيچ تهيه كننده اي حاضر بود كه اسم من در رديف اول نوشته نشود چون تجارت را هم در نظر ميگرفتند و اصولا من در قرارداد ذكر ميكردم در مورد نوشتن نام در رديف اول، وگر نه كار نميكردم
شما و اقاي كيميايي خالق شاهكارهايي بينظيري همچون قيصر , داش آكل , خاك و گوزنها بوديد ايا اگر به ايران بازگشتيد اين تيم طلايي دوباره با هم فيلم خواهند ساخت؟
وثوقي: در مورد همكاري دوباره فكر نميكنم
چندي پيش آقاي كيميايي سفري به آمريكا داشتند، ايا باهم ملاقاتي داشتيد؟
وثوقي: نه خير ، ايشان را نديدم
آيا در فيلم هايي كه بازي مي كرديد، سانسوري هم از سوي حكومت شاه صورت مي گرفت، فكر مي كنم براي خيلي از فيلمها از جمله گوزن ها سانسور زيادي صورت گرفته است.
وثوقي: بله همينطور است
بازگرديم به "قيصر"، تصور مي كنم فيلم «قيصر» اثري بود كه جامعه را به تكاپو داشت و فكر مي كنم، از آنجا بود كه اسم بهروز وثوقي به عنوان يك بازيگر مطرح سينما، به گوش مي رسيد، واكنش مردم به فيلم "قيصر" چه بود ؟ در مجموع كدام يك از فيلمهاي شمابا استقبال زيادي رو برو شد و پرفروشترينها بودند؟
وثوقي: قيصر بدليل اينكه نقطه ضعف اجتماعي بود مورد استقبال مردم قرار گرفت و بعد از آن هم بيشتر فيلمهاي من از فروش خوبي برخوردار بودند
تصور مي كنم كه حضرتعالي براي بازي در گوزن ها و آن نقش، كارهاي متفاوتي كرديد؟
وثوقي: خوب هر بازيگري براي رسيدن به نقشي بايد تلاش زيادي بكند و من هم همين همينكار را كردم.
گوزن ها، قطعا يكي از بهترين فيلم هاي شما محسوب مي شود،چه شد كه اين فيلم توقيف شد؟
داستان از ابتدا شكل سياسي داشت. به همان شكل بازي شد كه نوشته شده بود. هيات سانسور وقت، ايراد خاصي نديدند د ولي بعدا كه مردم ديدند و تفسير خاصي كردند، فيلم توقيف شد. اگر دقت كرده باشيد، همه كارهاي من با هم فرق دارد .اين هم يكي ازكارهاي من بود كه با كارهاي ديگر من متقاوت بود از آنجا كه هر بازيگر سعي مي كند كارهاي متفاوتي انجام دهد. من هم مي خواستم كارهاي غيرمتعارف بكنم. تنها گوزنها نبود كه از نظر كار بازيگري غيرمتعارف بود. گوزنها كاربسيار بسيار مشكلي بود ، اگر دراين فيلم موفق نمي شدم، سابقه ام حرفه اي به هم مي خورد و تلاشم اين بود كه موفق بشوم . به همين خاطر شش تا هشت ماه طول كشيد تا خودم را به آن نفش نزديك كنم.
بسياري از كارهاي شما به عنوان شاهكارهاي تاريخ سينماي ايران ثبت شد سوته دلان" هم يكي از بازي هاي درخشان شماست، اين را قبول داريد؟
وثوقي: عنوان شاهكار براي فيلمهاي من را نميدانم براي من قضاوت مردم در درجه اول قرار دارد
سعيد راد در گفت و گويي از اختلاف نظر تخصصي با شما سخن گفته، اومي گويد: با بهروز وثوقى اختلاف نظر داشتم. او معتقد بود كه بازيگر، ابتدا به ساكن يك چيزهايى در درونش هست كه آن را به نقش محوله اضافه مى كند. من مخالف بودم و مى گفتم كاراكتر را مولف خلق مى كند و بازيگر بايد به عنوان يك عامل ابزارى و اجرايى، با درگيرى حسى با آن نقش، در اختيار كارگردان باشدايا ميتوانيم خلاصه موفقتر بودن شما در اثر هايي كه خلق كرديدرا در اين اختلاف تفكر خلاصه كنيم؟.
وثوقي: با سعيد راد رابطه نزديكي نداشتم و نميدانم راجع به چه موضوع صحبت كردند اما معتقدم هر بازيگري براي رسيدن به نقشهايش راهها و سليقه اي بخصوص پيدا ميكند.
اقاي سعيد راد توي بخش ديگري از مصاحبه مي گويد: منكر استعداد بهروز وثوقى نيستم، اما واقعاً اگر كيميايى نبود، او چه وضعيتى داشت؟، نظر شما در اين مورد چيست؟
وثوقي: :اين اقاي سعيد راد از خودشان نپرسيدند كه اگر بهروز وثوقي نبود انوقت قيصر چه وضعيتي پيدا ميكرد
يكي از انتقاداتي كه به شما هست اين است كه شما در اوج كارتان رفتيد و «ليلى و مجنون» يا «ممل آمريكايى» و «ماه عسل» و «بت شكن را بازي كرديد، آيا اين كار دليلي داشت؟
وثوقي: من اجبارا بايد فيلمهايي تجارتي را هم بازي ميكردم كه تهيه كننده از نظر مالي تامين شود كه بتواند فيلم درست تري را سرمايه گذاري كند.
يكي از خوانندگان پرسيده ايا فيلم اخراجي ها را ديده ايد؟
وثوقي :نه متاسفانه
بعضي از اثارهاي نمايشي اثرهاي سوء فرهنگي در جامعه ها داشته و دارد، از جمله بنا به امار بعد از پخش فيلم قيصر 10 ميليون جفت كفش به علت خواباندن پاشنه يكسال زودتر ازموعد عمر كرده و دور انداخته شده اين پديده تا كنون نيز ادامه دارد. بسياري اين مسئله را تاثير سوء فيلمهاي از نوع قيصر ميدانند ، نظر شما چيست؟
وثوقي: راجع به خواباندن پاشنه كفش و ميليون جفت زباد خبري ندارم اين يكي از عادتهاي اين نوع نقشها بود و من هم اجرا كردم. فيلمهاي من اثار مثبت هم داشته مثلا بعد از نمايش گوزنها نامه هاي فراواني به دستم رسيد كه در آن مادر ، برادر، پدر و خواهر معتادين از من تشكر ميكردند چرا كه عزيزانشان را در فيلم ديدند و تصميم به ترك گرفتند.
با كدام يك از بازيگران سينماي پيش از انقلاب رابطه داريد؟ آيا خبري از اقاي ملك مطيعي داريد؟
وثوقي: بله ازاقاي ناصر ملك مطيعي خبر دارم ايشان را هم دوست دارم و هم در ارتباط هستم اقاي مشايخي هم همينطور .
از هنرپيشگان و كارگردانان مشهور هالي وود كدام يك مورد علاقه شما بود و هست و با كدام دوستي داريد؟
وثوقي :رابرت دنيرو را ميپسندم و دوستي بسيار نزديكي با زنده ياد آنتوني كويين داشتم
گفته ميشود شما نتوانستيد به راحتي خود را با جامعه هنري خارج از كشور از جمله هاليوود وفق دهيد و در گفتگوهايي كه قبلا شما داشتيد اينطور به نظر ميرسد بر خلاف بسياري از هنرمندان ايراني هاليوود از پذيرفتن نقشهايي منفي تا انجا كه ميشده خودداري كرديد و كلا فرموديد نقشهاي پيشنهادي در شان شما نبوده ? با فرض جدا دانستن يهود از صهيونيست ها به نظر شما تا چه حد فرضيه هاليوود در خدمت صهيونيستها صحت دارد؟
وثوقي: آن اوايل از من خواستند كه خودم را اسراييلي معرفي كنم و حتي اسم بروس واساي را هم برايم انتخاب كرده بودند بهشان به صراحت گفتم من ايرانيم و به ان افتخار ميكنم و كار را با اين شرط ارزاني خودشان كردم و اين درست كه تا اندازه زيادي رابطه جاي ضابطه و مستعدين را در هاليوود گرفته و اين جايگزيني ها و كنارگذاري شايسته سالاري چيزي جديد و فقط مختص به هاليوود و اين نقطه از دنيا نيست. اينطور به نظر مي آيد از هنرمندان ايراني عليرغم استعدادهاي استثنايي كه دارند زيركانه در بيشتر موارد نقشهاي ضد ايراني و نقش تروريستها و نوعا منفي به انها داده ميشود و تا انجا كه ممكن است رل هاي مثبت به انها داده نميشود. چيزي كه من را بسيار خوشحال ميكند اين جوانهاي پر استعداد و خلاقي كه ازدانشگاه ها پا به اين عرصه ميگذارند چه در ايران و چه در اينجا. اميدوارم روزي برسد ايرانيها در هاليوود به جايگاه والايي ارتقا پيدا كنند كه حتما پيداخواهند كرد. در مجموع من كاري بكار كسي ندارم و نميدانم ديگران چه ميكنند ولي ميدانم كه من بايد كار را دوست داشته باشم و انتخاب كنم حالا اگر سالها طول بكشد
در گفت و گويي كه چندي پيش با سينما دوستان سان فرنسيكو داشتيد گفتيد كه در زمان حكومت شاه، به دليل برخي آثارم از جمله "گوزن ها" مورد آزار و اذيت قرار گرفتيد و حتي گفتيد كه به ساواك احضار شديد. ماجرا چه بود؟
وثوقي:ما براي فيلم گوزنها، مجبور به تغيير كامل 30 دقيقه از فيلم شديم.اين فيلم ابتدا نامش «تيرباران» بود، اما دستور آمد كه بايد نامش عوض شود.يك مسئله ديگر هم بود كه مي گفتند، «چرا در «گوزن ها» براي يك دزد اين همه پاسبان مي آيد؟» البته ما هم پاسبانها را كم كرديم.
براي همين فيلم، يك روز يك اقايي به من زنگ زد ، آدرس داد و گفت، فردا ساعت 8 صبح بيا در خانه اي در خيابان گلستان.من به آنجا رفتم، يك نفر در انجا بود.مرا در اتاقي برد كه فقط يك صندلي داشت.به من گفت اينجا بنشين الان كسي كه با شما كار دارد، پيدايش مي شود.اما فرد مورد نظر تا ساعت 4 بعد از ظهر نيامد و من عصباني شدم و گفتم آقا ما كاروزندگي داريم، اما او گفت: اين اقا جلسه داشته و دارد مي آيد.
فرد مذكور بالاخره در ساعت6.7 آمد.يك آدم بسيار لاغر و نحيفي بود.اولين سوالش از من اين بود كه چرا در اين فيلم بازي كرده ايد؟گفتم دليل خاصي ندارد من فيلمهايي با موضوع متفاوت را بازي مي كنم.او گفت : اگر در فيلمي تفنگ به تو بدهند و بگويند شاه را بكش تو مي كشي؟ گفتم اگر موضوع متفاوت و خوبي داشته باشد بله اين كار را مي كنم.او گفت، نه خير، اشتباه مي كني!
آن فرد به من گفت، ما براي شما احترام قائليم ، اما اين كارها را نكن.مثلاً يكي از يك ميليون كاري كه مي توانيم بكنيم آن است كه ساعت 12 شب با كاميون روي ماشينت برويم و بكشيمت.شيشه ي مشروبي هم در ماشينت مي گذاريم كه روزنامه ها و مردم بگويند، بازيگر خوب سينما در حالت مستي رانندگي كرد و مرد.آنروز گذشت، اما من تا 8 ماه بعد از آن قضيه، هر وقت كاميوني در پشت سرم مي ديدم، آنقدر گاز مي دادم و كوچه پس كوچه مي رفتم كه خطر از بين برود
|