انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

فیلم و سینما :: خلاصه فيلم

موضوع: چشمان ِ باز ِ بسته

 خلاصه داستان
تمامي داستان چشمان کاملا ً بسته يا همان چشمان ِ باز ِ بسته در طي دو روز سپري مي شود . محل وقوع داستان شهر نيويورک و زمان وقوع داستان دهه 1970 ميلادي است . دکتر ويليام هارفورد پزشک و روانکاوي است که بيماران او عمدتا ً از افراد سطح بالا و ثروتمند منهتن هستند . همسر وي ، آليس بيشتر اوقات خود را در خانه مصروف نگهداري از تنها دخترشان مي کند .
اين دو مدت 9 سال است که ازدواج کرده اند و چنين به نظر ميرسد که رابطه زناشوئي آنها کاملا ً سالم و ايمن است . اما شرکت آنها در يک مهماني کريسمس که توسط يکي از دوستان پروتمندشان بر پا شده ، شرايط تازه اي را برايشان فراهم مي آورد .
در اين مهماني ، هم ويليام و هم آليس پيشنهاداتي براي برقراري رابطه از سوي افراد مختلف دريافت مي کنند . ريچارد با دو مدل لباس و آليس با يک محفل نشين ثروتمند مجاري آشنائي نزديکي برقرار مي سازند .
در ادامه ، هنگامي که آن دو در منزلشان هستند ، مخدر مصرف مي کنند و آليس بعد از مصرف مخدر گوئي زبان به اعتراف گشوده باشد رو به شوهرش ابتدا به حالتي نه چندان جدي از آن دو مدل مي گويد و اينکه ريچارد را با آن دو ديده است و سپس با حالتي جدي تر از خود ميگويد و اينکه زماني بعد از ازدواجشان در سفري که با هم داشته اند از افسر دريانوردي خوشش آمده و ديگر آنکه اين حس چندان در او جديّت داشته که حتي در صورت امکان براي يکبار هم که شده حاضر بوده خود را در اختيار او بگذارد . اين اعتراف موجب بهت و حيرت ويليام ميشود و نهايتاً وي را به تفکر عميق در خصوص احساسات نفساني اش وا ميدارد . ويليام حيرت زده ، نهايتا ً به مجموعه اي از روابط عنان گسيخته با بيماران و فواحش نزول مي کند . ويليام در موقعيتي جديد در تمام لحظاتي که ممکن باشد خيانت احتمالي و صورت نگرفته آليس را در ذهنش مجسّم مي کند . او در راه منزلش به شکلي ناخواسته به منزل يک فاحشه پا ميگذارد اما خود را در موقعيتي قرار نميدهد که مجبور به انجام کاري شود . سپس با يکي از دوستان قديمي اش که نوازنده پيانو است روبرو مي گردد .
و بعد از صحبت کردن با او کنجکاو براي حضور در جمعي ميشود که دوستش از آن تعريف ميکند . جمعي از اشراف که با لباس مبدّل و نقاب با اجراي مراسم بخصوص به روابط جنسي با فواحش مي پردازند دد دوستش ويليام او را از حضور در آن مهماني بر حذر ميدارد و از خطر ناشي از حضور در آن مهماني ميگويد اما ويليام زير بار نميرود و کلمه رمز را براي ورود مي پرسد . در ادامه شاهد حضور ويليام در آن مراسم ، گرفتار شدن او به لحاظ غريبه بودنش و چگونگي رهائيش و عواقب حضور در آن مراسم خواهيم بود . در نهايت آليس و ويليام را به هنگام خريد کريسمس به همراه دخترشان ميبينيم و اينکه آليس از او ميخواهد در اولين فرصت تجربه جديدي از رابطه با هم را تجربه کنند  .


منتقدان آمريکائي واکنشهاي متفاوتي در خصوص اين فيلم از خود بروز داده اند . منتقد فيلم نشريه نيويورک تايمز معتقد است که « اين فيلم افسون کننده و شاهکار ديگري به شاهکارهاي قبلي کوبريک اضافه کرده است » . منتقد فيلم روزنامه نيويورک پست مي نويسد : « چشمان کاملا ً بسته ، چشمان را خيره مي کند اما در عين حال مأيوس کننده نيز هست » . کن توران منتقد روزنامه لوس آنجــلس تايمز مـــعتقد اســـت : « نهايتاً اين فيلم ، بيش از آنکه از حيث محتوا اهميت داشته باشد به خاطر حس و حالي که دارد بايد مورد توجه قرار بگيرد . »


نيکول کيدمن درباره اين فيلم گفته بود : « آن روزها هر کس من و تام را با هم ميديد بلافاصله از ما مي پرسيد : آه خداي من ؛ شما دو تا چگونه و چطور راضي شديد در چنين فيلمي که مضمون آن درباره جنسيت ، هوس و اروتيسم است بازي کنيد ؟ و پاسخ ما به اينگونه افراد اين بود که : معدود کارگردانان بزرگي در جهان امروز ما وجود دارند که ما دو تا حاضر باشيم در فيلم آنها چنين حاضر شويم و بازي کنيم و استنلي يکي از اين ابر فيلمسازان بود .


تام کروز درباره بازي اش در اين فيلم گفته است : « من وقتي حاضر به بازي در فيلم استنلي شدم ، به حرف هيچکس و از جمله حرفهاي منفي جک نيکلسون در خصوص بد اخلاقي کوبريک توجه نکردم . استنلي آدمي مطلع بود که درباره هر چيزي که فکرش را بکنيد ، از ضربه زدن زيبا به يک توپ گلف تا عميقترين مسائل فلسفي اطلاعات عميق و برداشتهاي منحصر بفرد داشت . من تجربه بازي در فيلم چشمان کاملاً بسته را هرگز فراموش نخواهم کرد . کوبريک در ماه مارس همان سال در گذشت و آنقدر مجال يافت تا بتواند نسخه تدوين شده فيلمش را تماشا کند . او درست پس از چهار روز که از پايان تدوين فيلم سپري شده بود دار فاني را وداع گفت .


کارگردان : استنلي کوبريک
بازيگران : تام کروز ( دکتر ويليام هارفورد ) ؛
نيکول کيدمن ( آليس هرفورد ) ؛

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


 

  آسم شكننده (Brittle)
  براى تصميم هاى مهم خود، بخوابيد!
  چگونه با آرایش به حداکثر زیبایی برسیم
  به خاطرآوردن كلمه عبور
  JavaScript چيست؟
  بزن تار » افسانه هستي
  گرانترین شهرهای جهان را می شناسید؟
  "بانداژمعده؛ روشي نوين در درمان چاقي مرضي "
  چپ دست به چهار صد میلیون نزدیک می شود
  اسم تازه » چنگ و جام
باور كنيم او همين نزديكي است
سنت نوروز و رسالت ما در قبال کودکان در غربت
قانون كپي رايت ضمانت اجرايي دارد
ای ژاپنی در کشورهای خارجی فروخته می شود اعتراض کرد
بوش به شارون توصيه كرد ورزش بكند،
ايجاد علاقه در همسر حادثه ساز شد
47 درصد دختران فراري تحت آزار فيزيکي قرار مي گيرند
استفاده از VOIP
پرسه هاي عاشقانه » ديوونه خونه
حسن شماعي زاده » خداحافظ » شبا نميذاري بخوابم
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس