انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

فیلم و سینما :: خلاصه فيلم

موضوع: ديگران

خلاصه داستان
انگلستان ، جزيره جرسي ، اندکي پس از جنگ جهاني دوم . گريس استوارت در غياب همسرش با فرزندانش ، « آن » و « نيکلاس » در خانه اي بزرگ اما دورافتاده زندگي مي کند . او پس از ناپديد شدن ناگهاني خدمتکارانش ، آگهي استخدامي براي روزنامه فرستاده ، اما پيش از چاپ آگهي ، خانم ميلز و دو همراهش ، تاتل و ليديا به گريس مراجعه مي کنند . گريس آنها را با کودکانش که به شدت نسبت به نور حساس هستند ، آشنا مي کند و قوانين خشک و عجيب خانه را براي آنها مي گويد . « آن » از حضور پسري به نام ويکتور در خانه سخن مي گويد ، اما کسي جز او ويکتور را نمي بيند . گريس با تنبيه هاي مکرر خود ميکوشد .
آن را از خيال بافي و ترساندن برادر کوچکش بازدارد و حتي وقتي خود با صداهاي عجيب و رفت و آمدهاي مشکوک در خانه مواجه مي شود ، باز هم مي کوشد با مصرف دارو و مراجعه به کشيش جزيره ، مشکل خود را حل کند . او در نيمه راه کليسا در جنگلي مه آلود ، به جاي کشيش ، با شوهرش « چارلز » مواجه مي شود که از يکسال و نيم پيش به جنگ رفته بود . چارلز پس از بازگشت به خانه ، درباره حادثه اي که براي گريس و بچه ها روي داده مي پرسد ، اما گريس پاسخ واضحي نمي دهد . چارلز ناپديد مي شود و رفت و آمدهاي موجوداتي که ديده نمي شوند ، گريس را در وحشتي روزافزون فرو مي برد . پرده هاي ضخيمي که از ورود نور به خانه جلوگيري مي کردند ، يکباره ناپديد مي شوند و گريس ، وحشت زده ، فرزندانش را در اتاقي که پنجره اش را با تخته هاي سياهي پوشانده جاي مي هد .
خانم ميلز در برابر اضطراب و وحشت گريس ، آرام و خونسرد رفتار مي کند و همين موجب اخراج او و همراهانش مي شود . « آن » و نيکلاس شبانه براي يافتن پدر از پنجره اتاقشان به باغ مي روند و در انتهاي باغ ، با گورهاي متعلق به خانم ميلز و همراهانش روبرو مي شوند . گريس نيز در همين زمان ، پس از نوميد شدن از يافتن پرده ها با اتاق خانم ميلز مي رود و در زير تختش ، عکس جسد هاي او ، تاتل و ليديا را مي يابد  آن و نيکلاس وحشت زده از خانم ميلز و همراهانش مي گريزند و به مادرشان پناه مي برند .
خانم ميلز به آنها مي گويد که همه چيز تغيير کرده و آنها بايد با شرايط جديد و همچنين حضور مزاحمان کنار بيايند . گريس با شنيدن جيغ آن و نيکلاس به طبقه بالا مي رود و چهار نفر را مي بيند که گرد ميزي نشسته اند . يکي از آنها پيرزني با چشماني سفيد است که ارواح را احضار مي کند . او از « آن » مي خواهد حادثه اي را که برايشان رخ داده ،بازگو کند . « آن » مي گويد که چگونه مادرش ، او و نيکلاس را در حالت جنون کشته است . گـــريس با عصبانيت به کساني که گـرد ميز نشسته اند ، حمله مي برد و آنها را وادار به خروج از خانه مي کند . او سپس فرزندانش را در آغوش مي گيرد و با آرامش ، چگونگي کشتن آنها و سپس خودش را بازگو مي کند .


کارگردان : آلخاندرو آمنابار
بازيگران : نيکول کيدمن ( گريس استوارت ) ؛ فيونولا فلاناگان ( خانم ميلز ) ؛ کريستوفر اکلستن ( چارلز ) ؛ آلاکينا مان ( آن ) ؛ جيمز
بنتلي ( نيکلاس ) ؛ اريک سايکس ( تاتل ) ؛ الين کسيدي ( ليديا )


محصول 2001 آمريکا ، اسپانيا ؛ 101 دقيقه

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


 

  ۲۳ اشتباه در رژیم غذایی
  ايجاد سازمان نوآور
  زره پوش‌ها پس گرفته شدند
  مصائب مسيح
  سي لاكس C_LAX
  عداد نجات يافتگان كشتي مصري به 100 نفر افزايش يافت
  جوک-91
  رام كردن كودكان سركش
  هارد درایوهای عمودی به بازار عرضه شد
  صداي بارون » مناجات
آصف » قشنگ روزگار ( افرا 6 ) » يار دبستاني
صل با اصغر فرهادي به بهانه اكران « چهارشنبه سوري »
مصرف لوازم آرايشي بر روي جنين پسر آثار سوء دارد
نگاهي فني به VPN
خدا را شكر
و شتم راننده تاكسي به خاطر استفاده از زبان برره‌اي
PDA چيست ؟
تو به اِكس ‌پارتي دعوتي!
خطر مرگ ناشي از مسموميت گازي را جدي بگيريد
سيستم عامل ملی جايگزين ويندوز می شود
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس