عاشق بودن
توانمند بودن در پذيرفتن ايده ها و واقعيت هاي نو است
دانستن آن است که ديگري نيز آن چه که بوده باقي نمي ماند
و تغير آرام آرام او را دگرگون مي کند
عاشق بودن ، بخشيدن تا سرحد فقر است
والاترين هديه ها بين دوستان
اعتماد است و درک نتقابل
اين دو ارمغان عشق اند
عشق ايثار چيزي بيش از تمامي خود است ،
تنها در طلب لبخندي کوچک
عاشق بودن ديدن نه تنها با چشم که با دل است
پرورش بينشي در ژرفاي احساس خود و ديگري است
داشتن درکي نيکو از پيوند ميان دو انسان است
عاشق بودن ، فدا کردن خود به تمامي است
آماده تا بگويي :
اينک من و
دوستت دارم بسيار و بسيار
نداي تمام وجودم
نه اينکه هر دو به رنگي در آيي و هر روز
نوايي دگر ساز کني تا پذيرفته شوي
بلکه چنان تغيير کني تا نور خوبي ها
ظلمت کمبودهايت را بپوشاند