|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
سكانس آخر
نمايش پخش فيلم '' نيمه پنهان '' و جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان مي باشد قرار است سركار خانم تهمينه ميلاني و البته هنرپيشه تواناي اين مرز و بوم سركار خانم كريمي هم حضور رساند بيرون محوطه سالن شلوغ شده عده زيادي دانشجو! براي ديدن فيلم شتافته اندوه چه جلسه پر باري بعد از ديدن فيلم شود: متصدي سالن:آقايان و خانها بفرماييد داخل لطفا اينجا جمع نشويد.) متصدي چند بار اين جمله را تكرار مي كند تا عاقبت دانشجويان كم كم وارد سالن مي شوند و سر جايشان مي نشينند فيلم هنوز شروع نشده ولي دانشجويان هورا مي كشند! سوت مي زنند ! تشويق ميكنند ! خداي من چه استقبالي از فيلم نديده !فيلم شروع مي شود هر نمايي كه از خانم كريمي پخش مي شود بعضي دانشجويان تشويق مي كنند بعضي ديگر ريز مي شوند به چهره انگار كه دنبال چيزي مي گردند بعضي ديگر.. بگذريم.. فيلم نما به نما و سكانس به سكانس پيش مي رود و همچنان بهره گيري از نما ها ي باز و بسته از كاراكتر فيلم اوه خداي من سركار خانم ميلاني چقدر از نماهاي بخصوص خوشش مي آيد البته الحق كه زيبا انجام داده بگذريم فيلم همچنان جلو مي رود نگاهي به اطراف مي اندازم اوه خداي من يه عده خوابيده اند اونطرف رو ببين طرف در عالم ناكجا آبا د سير مي كند عجيب تر اين ور سالن هست دانشجويان پسر و دختر گل مي گن و گل مي شنوندما كه نفهميديم چي مي گن شايد مي گفتند عجب فيلم قشنگ و پر محتوايي هست شايد هم مي گفتند ببين دانشجوي اول انقلاب چه جوري بود سامي ! بيا ما هم جراتمون رو زيادتر كنيم بشيم مثل كاركتر تو فيلم بعدش هم .... شايد هم مي گفتند ...بگذريم ....همين جور فيلم رو دنبال مي كنم تا ببينم آخرش مي تونم به يك جمع بندي برسم كه فيلم از مصاديق فيلم فارسي است يا نه با با فيلم خيلي كارش درستره ناسلامتي خانم ميلاني اونو ساخته مگه ميشه بد گفت اين همه جايزه پشتش خوابيده پس لابد از گروه الف است .... فيلم تمام مي شود دانشجويي كه خوابيده بود با روشن شدن چراغ سالن از خواب شبانگاهي بر مي خيزدو خميازه اي گران مي كشد و چون مي بيندديگران در حال تشويق هستند بلند مي شود و آنچنان تشويقي مي كند كه من يك لحظه به خود مي گويم فلاني نكند او را اشتباه رويت كردي نه حتما كسي را كه ديده اي مصداق خارجي ندارد او از منتقدين بنام بوده واي بر من كه در مورد او اشتباه نمودم و در مورد چه گوهري بد انديشيده ام بگذريم... اوه چه شده ناگهان سالن از صداي تشويق و هورا و سوت و دست به لرزه در امد چه شده آقاي رئيس جمهور تشريف فرما شده اند نه راستي اينجا جلسه پرسش و پاسخ بوده پس چه؟ اندگي آرام تر شدحال فهميدم كارگردان عظيم الشان تشريف فرما شده اند قدم رنجه فرمودند و براي پاسخ به سوالات مطروح در ذهن دانشجويان فرهيخته و هنر دوست ! تشريف فرما شده اند درود بر كارگردانان ارجمند اين مرز و بوم كه زحمت مي كشند و از '' پله سي و نهم '' به '' يك بار براي هميشه '' تشريف مي آورند اوه هنر مند فرهيخته اين مرز و بوم هم تشريف آورده اند '' سركار خانم نيكي كريمي '' فكر كنم صداهاي سوت و هورا مربوط حضور سركار خانم كريمي بود بگذريم ... جلسه ساكت مي شود متصدي : دانشجويان عزيز بفرمايند سوالاتشان را در كاغذ ياد داشت نمايندو به مسئولان تحويل دهند ... برگشتم ديدم دانشجوي خوابيده دارد سوال مي نويسد با خود گفتم وي چه مي تواند بنويسد ؟ شايد بخواهد يك سوال خصوصي نمايد و پاسخ آن را بگيرد و خوشحال باشد كه يك چيز خصوصي دانسته نه اين طور نمي شود فراموش كرده ام كه ايشان بسيار شان رفيعي دارند و... بگذريم يك دانشجو در سوال خود گفته است كه خانم تهمينه چرا فيلم خوب در طرح موضوع عمل نكرده است چرا فيلم هم به موضوع عشق پرداخته و هم سياست و در نتيجه گيري خوب عمل نكرده است ؟ خانم ميلاني : خدمت دانشجويان عزيزاول يك نكته اي را بگويم '' اسم من تهمينه نيست بلكه بيتا است '' دانشجويان هورا مي كشند و سوت مي زنند من نفهميدم هورا براي چه بود ؟ براي توضيح اين بود كه ايشان را دوستان نزديك و خانواده شان به اين نام صدا مي زنند يا بيان اينكه ايشان يك نام امروزي هم دارند ... بگذريم ... ايشان شروع به توضيح ميدهند و من هم خوب گوش مي كنم ولي از اينكه نتوانستم از توضيح ايشان چيزي بفهمم واقعا براي خودم متاسفم ....اين تاسف انجا بيشتر مي شود كه پس از پاسخ ايشان دانشجويان شروع به دست زدن و هورا كشيدن و سوت زدن كردند ( همچنان كه پس از هر پاسخي چنين مي نمودند ) حتما بسار پاسخ دقيقي بود و منتقد كش . يكي از دانشجويان از عشق سوال مي كند در اينجا كه تا آن زمان سركار خانم كريمي فقط مستمع بود و هر از چند گاهي تاييدي با اشاره سر و نظاره اي به سالن مي نمودند مهر سكوت را شكسته و بيان نمودند '' بيتا اجازه بده من جواب اين پرسش را بدهم '' خانم ميلاني هم شروع به پاسخ نمودند ... من همچنان به دقت به پرسش و پاسخ گوش مي دادم و همچنان ميزان تعجب من فراتر مي رفت . اوه يكي از دانشجويان سوال بسيار مهمي را در ارتباط با فيلم مطرح نمودند ايشان مي پرسد خانم كريمي شما چند سالتان است ؟ و سپس پاسخ خانم كريمي .... بگذريم .... جلسه رو به اتمام است و دانشجويان همچنان به تشويق مي پردازند و خانم ميلاني را مسرور و خجالت زده نمودند يكي از دانشجويان در جلوترين نقطه سالن نزديك سن ميكرفون را بر مي دارد و طرح سوال و انتقاد مي كند وي مي گويد : خانم ميلاني با اجازه من انتقاد دارم خانم ميلاني : بفرماييد دانشجو : مي خواستم بگويم كه اين فيلم بسيار بد پرداخته شده است بسيار موضوعي بي محتوا دارد اين فيلم از سياست هيچ چيز نمي داند اين فيلم سياست را در دو كلمه نشست در كافه و جمع شدن جند تا دختر و پسر خلاصه كرده اين فيلم بسيار بد است و من واقعا افسوس مي خورم كه چرا فيلمسازان ما اين چنين به فيلم سياسي مي پردازند در حالي كه از سياست هيچ چيز نمي دانند آيا سياست و آيا درگيري هاي اول انقلاب در همين دو يا چند سكانس كافه, پخش اعلاميه و وجود زهرا خانم خلاصه مي شود؟ به نظر من بازي خانم كريمي در اين فيلم به هدر رفته است ..... دانشجوي مزبور همچنان داشت انتقاد مي كرد و دانشجويان ديگر به اين انتقاد اعتراض البته ابتدائا اعتراض بعد تغيير رويه و هورا كشيدن !!!! خانم ميلاني كه تا آن زمان خوشحال و مسرور بودند چهر ه شان بسي غمگين و ناراحت گشت ايشان با همان حالتي كه به سر مي بردند و سعي در كنترل خويش داشتند شروع به پاسخ نمودند : ( در مورد زهرا خانم بايد بگويم او شخصيتي ساختگي نبود بلكه و جود خارجي داشت او از شخصيت هايي بود كه در محله ما زندگي مي كرد در اوايل انقلاب البته من مي خواستم بگويم در اوايل انقلاب از اين زهرا خانم ها زياد بوده ...... من از آنجايي كه روزنامه هاي زيادي را روزانه مطالعه مي كنم سعي مي كنم مطالب مهم آن را به خاطر داشته باشم خصوصا سخنراني ها و بيانات جناب دكتر سيد محمد خاتمي رياست جمهري عزيزمان را .... ) دانشجوي منتقد باز لب به سخن گشود و گفت به نظر من شما آدم سياسي هستيد ... خانم ميلاني صبرش و كنترلش از كف رفت و گفت ( البته مي دانم انتقاد سازنده است و لي نه هر انتقادي بهتر است شما لحن تان را صحيح تر نماييد من استنباطم از سخنان شما توهين مي باشد ... نه خير من آرتيست و آرشيتكت مي باشم سياسي نيستم .... ) ايشان كه انگار در محكمه از خويش دفاع مي كند ادامه داد ( البته مي دانم كه شما كارگردان خوبي هستيد !! چطور من را سياسي مي دانيد و..... متصدي وقت تمام است ؟! من كه همچنان داشتم به انتقادهاي دانشجو توجه مي نمودم با شنيدن وقت تمام است به ياد كات آخرين سكانس فيلم ميلاني و نيمه پنهان افتادم و با خود گفتم '' شايد وقتي ديگر '' فيلمي ديگر ساخته شود و چنين جلسه اي بر پا شود دانشجويان دختر و پسر به جلو رفته بودند تا از كار گردان و هنر پيشه محبوبشان امضا يادگاري بگيرند با خود گفتم بگذار تا اين دانشجوي منتقد را كه سالن را ميخكوب كرد را از نزديك ببينم . خداي من چه كسي را ديدم '' همان دانشجوي خوابيده در طول فيلم '' ديگر طاقت نياوردم و به سرعت جلسه را ترك كردم چرا كه اگر مي ايستادم مي بايست در صدد تهيه مقدمات ساخت فيلمي با عنوان '' يك روز فراموش نشدني '' بر مي آمدم . والسلام.
از اين كه اين سناريو را خوانديد و سرتان را درد اوردم معذرت مي خواهم
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |