|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
در بخشي از شاهكار معروف A«بينوايانA» ويكتور هوگو مي خوانيم: هنگامي كه قهرمان داستان؛ يعني A«ژان والژانA»؛ دزد سابقه دار و محكوم به اعمال شاقه، به خانه اسقف شهري كوچك نزديك پاريس از گرسنگي و ناامني پناه مي جويد، اسقف به گرمي از او پذيرايي مي كند. A«ژان والژانA» در نيمه هاي شب از خانه اسقف چيزهايي را مي ربايد و مي گريزد؛ اما توسط مأموران دستگير شده و به نزد اسقف آورده مي شود. با كمال تعجب اسقف دزدي او را انكار مي كند و مي گويد كه من خودم اين چيزها را به او داده ام و بنابر اين تهمت دزدي را از او سلب مي كند. چرا اسقف اين كار را كرد؟ با دقت به بخشي از فلسفه ظهور حضرت عيسي(ع) و اين داستان به نكات مشابهي مي رسيم. عيسي(ع) بي شك مانند پيامبران ديگر، آمده بود تا آدمي را نسبت به آنچه گوهره وجودي اوست، آگاه گرداند. اين گوهره وجودي، چيزي جز بر صورت خداوند بودن انسان نيست؛ امري كه در تمام اديان برآن صحه گذاشته شده است. اگر ابن عربي وار به تاريخ نگاه كنيم، و برآن مبنا هر برهه از تاريخ را تجلي گاه اسمي از اسماء خداوند بدانيم، عيسي(ع) نيز خواست تا انسان را به اين حقيقت بشارت دهد. به عبارت بهتر، عيسي(ع) نيز به مانند موسي(ع)، يوسف(ع)، يونس(ع) و محمد(ص) مظهري از اسماء الهي بوده كه در تاريخ به ظهور پيوسته است. بنابر اين او مفسر و بازگو كننده آن حقيقت الهي در بطن تاريخ خود است. اما آن حقيقت كدام است كه عيسي(ع) برآن گواهي مي دهد؟ بررسي روايات زندگاني عيسي(ع) اين نكته را آشكار مي سازد كه او آسيب ديدگان، بينوايان، رنج كشيدگان و آسيب پذيران يعني در يك كلام؛ افراد فاقد قدرت در جامعه را مي نواخت. او مي خواست با كاستن از درد و رنج اين افراد آنان را براين نكته واقف سازد كه اندوه و رنج شما زايل شدني است. پس، ملكوت آسمانها و زمين را در خود بجوييد تا قدرتمند شويد. بنابر اين عيسي(ع) آسيب پذيران و ضعفا را مي نواخت تا آنان را مستعد مشاهده آن حقيقت الهي بكند، و اين حقيقت چيزي نبود، جز تجلي قدرت الهي در آدمي. به همين دليل، به گفته ابن عربي، در زمانه عيسي(ع) هنرهاي مرتبط با صورت رواج تام پيدا مي كند؛ چرا كه اينك حقيقت را در خود آدمي بايد جست. به همين منوال، عيسي همان گونه كه پيامبران ديگر نيز، مظهر حقيقت زمانه اش مي شود. اكنون شايد روشن شده باشد كه چرا اسقف چنين رفتاري را با ژان والژان دزد عتيقه جات خانه اش مي كند؟ كما اين كه در انجيل نيز مي خوانيم: شايد روزي عيسي در هيئت دزدي به خانه شما در آيد.
بي شك دنياي امروز ما، به پيام پيامبران بزرگ كه همه در راه گسترش اخلاق دگر دوستي و دگرپذيري گام برداشتند، نيازمندتر از هر زمان ديگري است. اين قانون سيمين همه اديان است: آنچه را كه برخود روا نمي داري بر ديگران روا مدار. امروزه A«با هم زيستنA» به معضل عمده اي در جهان معاصر بدل شده است. بزرگان ديني و روحانيون اديان بزرگ مي توانند با تكيه بر اين پيام مشترك، زندگي مسالمت جويانه تري را براي بشريت به ارمغان آورند.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |