|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
روي(ROYCE) داشتن فلسفه اي براي زيستن را يكي از شروط ضروري براي برخورداري از سلامت رواني آرماني ذكر مي كند و مي گويد: كسي كه به خوبي سازش يافته، واجد فلسفه اي مستحكم در زندگي خود است و مي توان موارد ذيل را به او نسبت داد: الف. بايد در جهاني مملو از حس تعهد و مشاركت اجتماعي فعال زندگي كند. ب. زندگي پديده اي ارزشمند است كه اين ارزشمندي را مي توان به باور داشتن انسانيت يا اعتقاد به هر مذهبي تعبير كرد.
ج . هيچ كس به تنهايي نمي تواند زندگي كند. انسان تنها، جزيره اي است كه به خود منتهي مي شود. در حقيقت، هر فرد بخش اساسي و اجتناب ناپذير يك فرد ديگر به شمار مي رود. چنانچه فلسفه فروم براين جمله مبتني است كه A«تمام افراد بشر برادرند و داراي ظرفيت عشق مولد.A»
بهره مندي از يك نظام ارزشي پويا و استوار، فرد سالم را از روان آزرده متمايز مي سازد. شخص روان آزرده يا پايبند به هيچ ارزشي نيست يا ارزش هايش ناقص، موقت و گذرا است. ارزش هاي روان آزرده به آن اندازه استوار نيست كه تمامي جنبه هاي زندگي اش را به هم پيوند دهد و يگانه سازد.
معيارهاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام پيش از بيان معيارها، تذكر اين نكته لازم است كه درباره حقيقت و ماهيت انسان، دو نظريه اساسي مقابل يكديگر قرار گرفته اند:
1- نظريه الهيون.
2- نظريه ماديون.
براساس نظريه الهيون، انسان حقيقتي است ،مركب از جسم و بدن و روح و روان. روان انسان، جاويدان است و با مردن او فاني نمي شود.
اما ديدگاه ماديون براين مبتني است كه انسان جز همين بدن، چيز ديگري نيست و با مردن، به كلي نابود مي شود و متلاشي شدن بدن يعني متلاشي شدن شخصيت انسان.
به نظر مي رسد غفلت روان شناسان از جنبه روحي در بررسي شخصيت انسان، به وضوح منجر به درك ناقص آن ها از انسان و كوتاهي در كوشش براي شناخت خصوصيات شخصيت بهنجار و نابهنجار شده است.
همان گونه كه اريك فروم ((FROMM/ E، روانكاو معروف، قصور و عجز روان شناسي جديد را در شناخت صحيح انسان، كه ناشي از عدم توجه به بررسي جنبه رواني انسان مي باشد، مشاهده كرده است. متأسفانه امروزه مي بينيم كه روان شناسي مبدل به علمي شده است كه درباره همه چيز، به جز روان انسان بحث مي كند و مي كوشد جنبه هايي از انسان را، كه امكان آزمايش آن در آزمايشگاه وجود دارد، بشناسد!
اما ملاك هاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام يا به عبارت ديگر، معيارهاي شخصيت بهنجار، كامل، نمونه، مطلوب و مسلمان نمونه از غير آن چيست؟
به طور كلي، مي توان گفت:
شخصيت بهنجار از نظر اسلام، شخصيتي است كه جسم و روح او متعادل باشد و نيازهاي هر كدام ارضا شود. انساني كه داراي شخصيت بهنجار است، به جسم و سلامت و نيرومندي آن اهميت مي دهد و نيازهاي آن را درحدي كه شرع مقدس روا مي داند، برآورده مي سازد و همزمان با آن، به خدا ايمان مي آورد، عبادات و اموري را كه موجب رضايت خدا هستند انجام مي دهد و از اعمالي كه موجب خشم خدا مي شود، اجتناب مي كند. بنابراين، از نظر اسلام،
كسي كه پيروي از هواي نفس خويش کند، نابهنجار است و نيز كسي كه خواسته هاي جسماني خود را سركوب كند و با رهبانيتي افراطي و رياضتي شديد باعث ضعف جسمي خود شود و تنها به ارضاي نيازها و تمايلات معنوي بپردازد نيز نابهنجار تلقي مي شود؛ زيرا اين گونه گرايش هاي افراطي و تفريطي با طبيعت و فطرت انسان، مخالف و ناسازگار است. به همين دليل، هيچ كدام از اين دو گرايش به شكل گيري و تحقق ماهيت حقيقي انسان نمي انجامد؛ چنان كه او را به كمال حقيقي شخصيتي نيز نمي رساند.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |