|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
در منظر دين (به ويژه مكتب اسلام)، مقاطع زماني گذشته، حال و آينده با يكديگر ارتباطي پيوسته، منطقي و بامعنا دارند و به صورت گسسته از يكديگر، تلقي نمي شوند. و انسان، موجودي است انديشمند، آگاه، خودآگاه و انتخابگر كه انتخاب A«ديروزA» او A«حالA» را مي آفريند و A«انتخاب حالA»، A«فردايA» او را مي سازد و همين قاعده در مورد ملت ها و اقوام نيز صادق است؛ از جمله در قرآن آمده است: A«خداوند سرنوشت هيچ ملتي را دگرگون نمي كند، مگر آن كه آنان، خود بخواهندA». موضوع انتظار، مهدويت و آخرالزّمان از جمله مباحث چند همايش ديني در قم و تهران بود. گفت وگوهاي چهره هاي مختلف در موضوع مهدويت، چالش هاي گوناگوني را برانگيخت. پنج شنبه 23آذرماه نيز چهاردهمين همايش A«رفتار مهدويA» به همت موسسه انتشاراتي موعود و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در سالن حجاب برگزار مي شود و انديشمندان داخلي و خارجي به بحث در موضوع آخرالزمان خواهند پرداخت. در همين راستا مقاله اي را كه به قلم دكتر محمدرضا شرفي -روانشناس و استاد دانشگاه- نگاشته شده است، در صفحه ميعاد روز هفت منتشر كرديم. دكتر شرفي در اين يادداشت به شرح و بسط مساله آخرالزمان و موضوع زمان از نگاه اديان پرداخته است. وقتي در برگزاري نمايشگاه نويسندگان، اين موضوع را با ايشان در ميان گذاشتم و چالش هاي جريان هاي حاضر را با دكتر مطرح كردم، ايشان به بحث تفكر آخرالزماني و ضرورت هاي طرح و بحث آن در جامعه حاضر به زباني همه فهم و ساده براي مردم اشاره كرد. در مقاله حاضر، اين بحث را پيش كشيده ايم. دين و رويكرد به زمان در منظر دين (به ويژه مكتب اسلام)، مقاطع زماني گذشته، حال و آينده با يكديگر ارتباطي پيوسته، منطقي و بامعنا دارند و به صورت گسسته از يكديگر، تلقي نمي شوند. و انسان، موجودي است انديشمند، آگاه، خودآگاه و انتخابگر كه انتخاب A«ديروزA» او A«حالA» را مي آفريند و A«انتخاب حالA»، A«فردايA» او را مي سازد و همين قاعده در مورد ملت ها و اقوام نيز صادق است؛ از جمله در قرآن آمده است: A«خداوند سرنوشت هيچ ملتي را دگرگون نمي كند، مگر آن كه آنان، خود بخواهندA». رابطه مسئوليت و آدمي نيز همين گونه قابل تحليل است. در منظر دين A«تفكرA» و A«انتخابA»، مولفه هايي هستند كه مسئوليت مي آفرينند و از ديد قرآن A«انسان تنها در گرو عملش استA» و اين واقعيت از آن رو پذيرفتني و آرامش بخش مي نمايد كه حوزه عمل، نامحدود بوده و در اختيار همه است. رويكرد به زمان، با توجه به شرايط و مقتضيات اهل آن نيز تنظيم و تعيين مي شود. اين واقعيت در يكي از عبارات حضرت علي ع اين گونه آمده است: A«هرگاه نيكوكاري، روزگار و اهلش را فراگرفت، پس آدمي به فردي كه رسوايي او آشكار نگشته، اگر بدبين شود، ستم كرده و هرگاه تباه كاري بر روزگار و اهلش دست انداخت، پس اگر آدمي به فردي خوش بين باشد، خود را به خطر و تباهي انداخته است.A» لذا از اين فراز كلام آن حضرت مي توان چنين استنباط كرد كه لازمه دينداري، آشنايي فرد با مقتضيات زمان و از جمله درك شرايط ارزش هاي حاكم بر زمان (روزگار) است. رويكرد به جامعه اي كه استيلا و سلطه با ارزش هاي اخلاقي است، ضرورتا با رويكرد به جامعه اي كه ضد ارزش ها در آن حاكم است، تفاوت اصولي و عميقي دارد. تفكر و رويكرد به آخرالزّمان از جمله رويكردهاي معطوف به آينده، شيوه نگرش به موضوع آخرزمان است. اين موضوع از لحاظ تاثيري كه بر روند زندگي فعلي انسان دارد، حائز اهميت جدي است. از ديد برخي انديشمندان غربي، تفاوت هايي ميان آخر زمان و پايان اعصار وجود دارد. ژان كلود كرير معتقد است: A«بديهي است كه پايان اعصار به معناي آخر زمان نيست؛ هنگامي كه از پايان اعصار سخن مي گوييم، به پايان اعصار انساني يعني اعصاري كه توسط انسان تعريف شده است، اشاره داريم. به يك معنا، پايان اعصار و زمان هاي خاص، پيروزي زمان است. از يك سو ما زماني مصون از تعرض داريم، فرمانرواي مطلق، و از سوي ديگر زمان هايي داريم كه از آنها مي توانيم به شيوه اي تمسخرآميز، انتقام خود را بگيريمA». و متفكر ديگر ژان دولومو عقيده خويش را چنين ابراز مي كند: A«هيچ شكي نبايد داشت كه در آخر زمان، خير پيروز مي شود و تاريخ، بسيار خوب به پايان مي رسد. بايد اين صفحات با شكوه را كه كتاب با آنها به پايان مي رسد، چندين و چند بار خواند.A» گرچه دولومو رويكرد خوش بينانه اي به موضوع آخرزمان اتخاذ كرده ولي جزئيات و چگونگي آن، روشن نشده و مهم تر اين كه معلوم نشده كه چه دليلي براي غلبه نهايي خير بر شر وجود دارد. در ميان اديان نيز اشاراتي به مساله آخر زمان به صورت تصريحي يا تلويحي مشاهده مي شود. اينك برخي از اين شواهد را از كتاب روزگار رهايي نقل مي كنيم: رويكرد اديان به آخرالزّمان 1 قرآن كريم: آيه اول - A«و نريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثينA» A«و ما اراده كرده ايم بر آنان كه در روي زمين به ضعف كشيده شده اند منت نهاده، آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.A» آيه دوم - A«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر/ ان الارض يرثها عبادي الصالحونA» A«گذشته از ذكر (تورات) در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ام به ارث خواهند برد.A» 2 انجيل: A«كمرهاي خود را بسته، چراغ هاي خود را افروخته بداريد. و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند؛ تا هر وقت آيد و در را بكوبد، بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد، ايشان را بيدار يابد؛ پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نمي بردي، پسر انسان مي آيد.A» 3 تورات: A«و نهالي از تنه يسي بيرون آمده، شاخه اي از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسكينان را به عدالت، داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمين به راستي حكم خواهد كرد... . گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پرواري با هم، و طفل كوچك آنها را خواهد راند... . در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.A» 4 زبور: A«زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمين خواهند شد. همانا بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود و در مكافاتش تامل خواهي كرد و نخواهد بود. و اما حليمان وارث زمين خواهند شد... و ميراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.A» 5 در منابع زرتشتيان: A«سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.A» 6 در منابع هندوها: A«اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي شود و شريران را تماما هلاك مي سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهد داد... اين مظهر دهم در انقضاي عالم، ظهور خواهد كرد.A» در اين ميان بي مناسبت نيست كه اشاره اي به رويكرد آيين مسيحي در باب آخر زمان و تغيير و تحول به وجودآمده در آن داشته باشيم. آلدوس هاكسلي در اثر خويش به نام A«وضع بشرA» مي نويسد: A«تصور مسيحيت اوليه از آينده تا جايي كه مرتبط به آينده اي شادي بخش تر و متضمن پيشرفت است، تصوري بود كه به زبان عاميانه، A«شيريني در آسمانA» مي ناميدند. اين فكر در دو قرن هجدهم و نوزدهم تغيير يافت و به A«شيريني در روي زمينA» تبديل شد. عقيده بر اين شده كه جهان طي دوران هاي نامعلوم، بهتر و كامل تر مي شود. اعتقاد به پيشرفت كه بعضي از انديشمندان، آن را مطلقا پرهيزناپذير و برخي ديگر مشروط مي دانستند اما در هر صورت پيش مي رويم و شايد زماني به قله كمال برسيمA». رويكرد اسلام به آخرالزّمان نحوه نگرش آيين اسلام به موضوع آخر زمان، صريح، جامع و شفاف بوده و جاي ابهام و ترديدي در اين زمينه باقي نمي گذارد زيرا نه تنها به كيفيت آن زمان و علائم فرارسيدن روز موعود اشاره مي كند بلكه از جزئياتي خبر مي دهد كه انديشه هاي جست وجوگر را اقناع مي كند. اينك و در ابتدا به مواردي از فرمايشات معصومين (ع) اشاره كرده و پس از آن به تحليل و بررسي آثار اعتقاد به آخر زمان خواهيم پرداخت. مورد اول حضرت علي (ع) مي فرمايند: A«اگر قائم ما قيام كند آسمان، بارانش را همي فروريزد و زمين گياه خود را بروياند و كينه و دشمني از دل بندگان رخت بندد و درندگان و چهارپايان، همزيستي صلح آميز داشته باشند تا آنجا كه زني مي تواند سبد بر سر از عراق تا شام را بپيمايد؛ در حالي كه گام خويش جز بر گياه ننهد. نه درنده اي به او آزار رساند و نه وي از آن بهراسدA». مورد دوم حضرت امام محمد باقر ع مي فرمايند: A«خداوند شرق و غرب عالم را در سيطره حكومت مهديعج و ياران او قرار مي دهد، آيين خود را آشكار مي سازد و به وسيله او (مهديع) و يارانش، بدعت و باطل را نابود مي كند؛ چنان كه تبهكاران، حق را نابوده كرده بودند به طوري كه بر صحنه زمين، اثري از ظلم ديده نخواهد شد. آنها امر به معروف و از منكر، نهي كنندA». مورد سوم حضرت امام صادق ع مي فرمايند: A«هنگامي كه قائم ما عجل الله تعالي فرجه قيام كند، زمين با نور آن حضرت منور مي شود، به طوري كه از نور خورشيد بي نياز مي شوند و تاريكي از بين مي رود. زمين همه گنج هاي نهفته اش را ظاهر مي سازد تا در معرض ديد مردمان قرار بگيرد. انسان هر چه جست وجو كند كسي را پيدا كند كه با ثروتش او را صله كند و زكات مالش را بپذيرد، كسي را پيدا نمي كند. همه مردمان با آنچه خداوند از فضل خود به آنها عطا فرموده بي نياز مي شوند.A» مورد چهارم از امام حسن عسگري ع چنين نقل شده است: A«خداوند، او (قائم ع) را در زمان غيبت در كنف حمايت خود نگه مي دارد، سپس ظاهر مي شود و زمين را پر از عدل و داد مي كند آن چنان كه پر از جور و ستم شده است.A» مورد پنجم و در روايت ديگري آمده است: A«هنگامي كه قائم ماعج قيام كند، دست شريفش را بر سر بندگان گذارد و خردهاي آنها را گرد آورد و رشدهاي آنها را كامل گرداند و خداوند بر وسعت بينايي و شنوايي آنها مي افزايد و در ميان قائم عج و آنها مانع و سدي نمي ماند.A» تحليل و ارزيابي از بررسي شواهد قرآني و روايي، چند نكته به دست مي آيد كه ذيلا به آنها اشاره مي كنيم: 1 - A«آخر الزمانA» به عنوان پديده اي كه با ظهور منجي عالم بشريت مقارن است، در آيين اسلام جايگاه با معنا، قابل تعريف و مشخصي دارد زيرا ويژگي هاي اين دوره، به طور دقيق در آيات و روايات تبيين شده است. 2 تصويري كه مجموعه آيات و روايات از آخرالزّمان و ظهور مهدي موعودع به دست مي دهند، حاكي از مختصاتي است كه هر يك به طور مستقل، واجد ارزش است؛ نظير همزيستي مسالمت آميز مردم و نيز ساير موجودات، امنيت كامل، عدالت اجتماعي به معناي حقيقي آن، استخراج ثروت هاي نهفته در زمين، بي نيازي مردم، رشد و گسترش ظرفيت هاي فكري و عقلي مردم و نيز ساير توانايي هاي آنان.حال بايد در نظر گرفت كه اجتماع اين ارزش ها همگي در يك عصر و زمان در حقيقت، تامين همه خواسته هاي بشريت در طول تاريخ است. بر اين اساس، مي توان گفت كه رويكرد اسلام به ظهور منجي جهان، كاملا رويكردي خوشبينانه، اميدوارانه و برانگيزاننده است. 3 اميد به آخرالزّمان يا به عبارتي ظهور مهدي موعودعج در مكتب اسلام با اميدي كه برخي متفكران به پيروان شان در طول تاريخ داده اند، متفاوت است. مسلمانان اميد به چيزي موهوم و دور از واقعيت ندارند بلكه اميدوار به واقعيتي هستند كه كاملا تحقق پذير است. بايد توجه داشت كه از ابتداي تاريخ تفكر تاكنون، انديشمنداني ظهور كرده اند نظير افلاطون و فارابي طراح A«مدينه فاضلهA»، آگوستين ترسيم كننده A«شهر خداA» و توماس مور مبتكر A«اتوپياA» كه هر يك ويژگي هاي آن جامعه ايده آل را بيان كرده اند وليكن اينها هيچ كدام از مرحله انديشه فراتر نرفته و عملي نشده است. 4 حال بايد به اين پرسش بپردازيم كه A«چه رابطه اي ميان A«اميدA» و A«تفكرA» وجود دارد؟A». در پاسخ مي توانيم بگوييم كه اميد به ويژه اميد واقعي به لحاظ ايجاد نشاط و شادابي خاصي كه مي آفريند، حوزه انديشه آدمي را گسترش مي دهد و فضاي وسيع تر و دورنماي روشن تري را در برابر انديشه فرد قرار مي دهد ولي آن كه در زندان نااميدي به سر مي برد، حصارها و ديوارهاي اين زندان، مجال پرداختن به افكار عالي و بلند را نمي يابد مگر آن كه اميد به رهايي از چنين زنداني در دلش جوانه زند. توسعه و گسترش فضاي انديشه نيز به نوبه خود به بالندگي و شكوفايي انديشه منجر مي شود. در روايتي از رسول خدا (ص) نيز آمده است كه A«اميد، رحمت خدا براي امت من استA». 5 پيروان آيين اسلام در رويكرد به آخرالزمان و ظهور منجي عالم، علاوه بر اين كه از A«تفكري اميدوارانهA» نسبت به اين پديده برخوردارند وليكن در حد و مرز A«تفكرA» و A«اميدA» متوقف نشده و به وادي A«عملA» مي رسند و در حوزه انجام وظيفه، مسئوليت هاي خويش را شناخته و براي ايفاي آن، ترديد به خود راه نمي دهند. نمونه اي از اين تكاليف را در برخي از آثار مرتبط به دوره غيبت مي توان مشاهده كرد.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |