|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
اصطلاح لوگوس (Logos) همانند اغلب واژگان فلسفي ديگر قبل از آن كه اصطلاحي فلسفي بوده باشد، به حوزه كاربرد عادي زبان تعلق داشته است. اين واژه، به تدريج در تفكر فلسفي وارد شده و از اين طريق از مفهوم خاصي برخوردار شده است؛ درست همان گونه كه زبان فلسفه از بطن زبان روزمره پيش از عصر فلسفه پديد آمده است. به لحاظ زبان شناسي، واژه لوگوس با lego پيوند دارد و به معناي شمردن، محاسبه، رسيدگي و توجيه بوده است . در كنار اين معاني مي توان به مفاهيمي چون نسبت، تناسب، توضيح، برهان، عقل، خبر، اطلاع، كلام، لغت، اصطلاح و موضوع بحث نيز اشاره داشت. اما به زعم هايدگر واژه لوگوس از ريشه لِگِيْنْ (Legein) است. اين واژه در زبان يوناني هم به معناي سخن گفتن است و هم آنچه كه هايدگر بر آن تأكيد مي ورزد و به معناي جمع آوردن است. اما با يك نگاه اجمالي مي توان گفت كه هايدگر به هيچ يك از معاني گوناگون و متكثري كه براي اين واژه در طول تاريخ فلسفه ذكر شده است، اعتماد ندارد و آنها را نامي شايسته براي اين واژه نمي داند. هايدگر در مقدمه كتاب A«وجود و زمانA» آنجا كه به مفهوم پديدارشناسي مي پردازد، در ذيل بند A«لوگوسA» با اشاره به تعدد معاني لوگوس نزد افلاطون و ارسطو بيان مي دارد كه اين معاني در تقابل با يكديگر بوده و هرگز معنايي بنيادين و واحد را عرضه نمي دارند. A«كلمهA» و ديگر معاني اي كه از ديرباز براي لوگوس قائل شده اند و تمامي تفسير و تعبيرها در اين وادي، همواره معناي بنيادين اين كلمه را محجوب ساخته است. هايدگر بر آن است كه لوگوس چيزي است كه مبناي سخن گفتن و زبان آوري است. در واقع لوگوس آن حقيقتي است كه جمال جلوه يك چيز را فراهم مي آورد و يا به بياني ديگر، تجلي و به ظهور آمدن چيزي را ممكن مي سازد. قبلاً گفتيم كه هايدگر لوگوس را با لِگِيْنْ مرتبط مي داند و يكي از معاني لِگيْنْ ، سخن گفتن است. بنابراين لوگوس در اين معنا آشكارساختن آن چيزي است كه فرد در مورد آن سخن مي گويد. بدين ترتيب لوگوس داراي معنايي شبيه به روشن كنندگي (apophainesthai) است. لوگوس مي گذارد چيزي ـ يعني آنچه درباره آن سخن گفته مي شود ـ ديده شود و اين كار را براي كساني مي كند كه در اين سخن گفتن شركت دارند. بنابراين لوگوس شأن اظهاركنندگي و بيان داشته و متوجه پديدار است. از طرفي خود پديدار كه از ريشه يوناني فاينامنون است به معناي آن چيزي است كه خود را آشكار مي كند. اما نكته در اينجاست كه لوگوس در آشكاركردن و متجلي ساختن چيزي، استقلال تام ندارد؛ به عبارتي اين خود شئ است كه در آيينه لوگوس پديدار مي آيد و متجلي مي شود. به بيان ديگر، اين ذهن نيست كه معنايي به پديدار مي بخشد، بلكه آنچه به ظهور مي آيد، در واقع جلوه كردن و به ظهورآمدن خود اشياء است. بنابر اين، معناي لوگوس آنچنان پر و سرشار است كه از دو جهت مي توان از آن بهره گرفت؛ از يك طرف، لوگوس به معناي جمع آوردن جميع موجودات است و از طرف ديگر آن چيزي است كه با ما سخن مي گويد. لوگوس در معناي اول وجود است از آن جهت كه ما به الاتحاد حقيقي تمام موجودات است و در معني دوم زبان است؛ يعني خانه وجود كه آدمي مقيم آن است. بنابراين لوگوس به تفسير هايدگر هم جامع وجود و هستي مي شود و هم نطق و زبان.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |