انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

مذهبی :: فلسفه و برهان

موضوع: رعايت ادب عاشقي

نه!... اسلام با به دست آوردن ثروت مخالف نيست؛ فقط شرط هايي مي گذارد تا کسي که در حال کسب و کار اداري يا آزاد است، پولش را دچار مکافات و آلودگي نکند. روشن تر بگويم؛ دنيا، قانون هاي ويژه اي دارد که بر اساس آن، چيزهايي رخ مي دهند. گاهي درکشان مي کنيم و گاهي سر از آنها در نمي آوريم اما به هر حال، رخ مي دهند و ما در مقابلشان تواني نداريم. براي ثروت داشتن هم قانون هاي ويژه اي داريم. در بخش A«به دست آوردنA»اش، از پيشنهاد کارهاي پر برکتي مانند A«کشاورزيA» و A«تدريسA» داريم تا خواندن A«سوره واقعهA» پيش از خواب و گفتن مداوم ذکرهاي A«يا وَهّابA» و A«يا رَزّاقA». در بخش حفظ آن هم يادآوري کرده اند که مدام به ديگراني که نيازمندند کمک کنيم تا درآمدمان ماندگار و دائمي شود.
در حقيقت، اگر کسي همه زندگي اش را با قانون الهي مطابق کند و از يک سو A«واجب(به ويژه نماز)A» را محترم بداند و از سوي ديگر، به ديگران نيز کمک کند، مي تواند مطمئن باشد که روزي مُقدّرش از مقدار و برکت، بيش از ديگران خواهد شد. اما چه مي شود که برخي از آدم ها، عبادت نمي کنند... خون مردم را توي شيشه مي کنند... آدم هاي باخدا را مسخره مي کنند و باز هم وضع مالي شان رو به راه است؟! اين جور آدم ها، به هر حال نمي توانند در همه زندگي شان هيچ کار خيري نکنند؛ اغلب يا دست کسي را به ياري گرفته اند يا اخلاق خوبي دارند يا بر حسب تصادف، به زيارت مکان هاي عبادي رفته اند يا خلاصه اش کنم؛ عادت هاي خوبي دارند. خدا بر اساس قانون بزرگواري اش خودش را موظف مي داند به خاطر همين عادت هاي خوب، به آنان پاداش دهد اما طوري پاداش مي دهد که A«همهA» پاداش را در همين دنيا گرفته باشند و در آخرت، از خدا بابت کاري A«طلب کارA» نباشند. آن وقت نوبت به حساب و کتاب قيامت که برسد...!1
***
آمبولانس A«اورژانسA» ايستاد و پدربزرگ را روي تخت گذاشتند. خاله، روي صندلي كنارش نشست و بعد از بررسي A«فشار خونA» پدربزرگ، راننده آمبولانس و بهياران همكارش روي صندلي ها نشستند و آماده راه افتادن شدند. پدربزرگ با ديدن آمبولانس نو و دستگاه هايش، لبخندي زد و با خجالت، رو به راننده گفت:
ـ ببخشيد!… اگه مي شه، اون آژيرش رو هم بزنين(!)
دايي و زن دايي، سر حجاب زن دايي و اين كه ملاحظه شوهرش را نمي كرد و با همه مثل شوهرش شوخي مي كرد دعوا داشتند. از يك طرف، زنش را دوست داشت و با بدبختي و عشق و عاشقي ازدواج كرده بودند و از طرف ديگر، نمي توانست حرفش را به زن دايي بفهماند. زن دايي هم افتاده بود سر قوز و لجبازي مي كرد. حافظ، بلند بلند و پشت سر هم گفت:
A«روي رنگين را به هر كس مي نمايد، همچو گل
ور بگويم باز پوشان! باز پوشاند ز من
دوستان! جان داده ام بهر دهانش… بنگريد
كو به چيزي مختصر، چون باز مي ماند ز من!A»
( به من چه؟!… خود دايي گفت تفأل بزنم!)
وقتي مي نويسم، انگار مشغول تنفس اکسيژن خالص مي شوم... براي همين هم حاضر نيستم به خاطر هيچ کار ديگري، A«نوشتنA» را رها کنم اما يک بار درست در اوج نوشتن، بلند شدم، به کوچه رفتم و از يک وانت بار ميوه، خريد کردم! فقط به خاطر اين که وقتي بلندگويش را روشن کرد، گفت:A«سلام بر همه اهالي... صبح به خير!... روزي من و زن و بچه م رو خدا مي ده اما اگه دوست دارين واسطه ش شما باشين، در خدمتمA»!
برخي از عقيده ها بي خود در ميان ما رايج شده اند و فکر مي کنيم از آداب ديني يا عبادي اند. بعد هم سال ها به آنها عمل مي کنيم و حواس مان نيست که اشتباه اند. شما هم به کساني برخورده ايد که وقتي به زيارت مکاني مقدس مي روند يا فرصتي معنوي براي شان پيش مي آيد، سکوت مي کنند، چيزي نمي خواهند و اسم اين را A«تَفويضA» يا A«رضاA» مي گذارند؛ در صورتي که وظيفه ما خواستن A«نيازمندانهA» و A«رعايت ادب عاشقيA» است؛ خدا و اهل بيت هم کار خودشان را مي کنند.
روزي کسي از غذاي خوش طعم خانه اش، يک کاسه برنج هم براي پيامبر(ص) آورد. پيامبر هم سلمان، ابوذر و مِقداد را که مهمانش بودند، دعوت به خوردن کرد... بعد هم که ديد خجالت کشيدند و با خوردن يک لقمه کنار کشيدند، گفت: A«هر کدام از شما که مرا بيشتر دوست دارد، وقتي ميزبانش مي شوم، خجالت نکشد و بهتر غذا بخوردA». 2


مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


  مردي پسر جواني را به علت رابطه پنهاني با همسرش كشت
  عليرضا عصار » ايران من
  کودكان هموفيلي نبايد با درد و ناتواني زندگي كنند
  نفوذ به سلول هاي سرطاني
  داروهاي بتابلوكر
  فصل نهم از رانندگي حرفه اي - ميدان ديد - قسمت اول
  زنبور بي‎ عسل‎, جستجو گري‎ نوين‎
  آشنايي با Code Red
  روياي خدا را آشفته نكنيد !!!
  آموزش جواد شدن(برای پسر ها)
صندلی مناسب هنگام کار با کامپیوتر
12 راه براي خواستگاري كردن
نخستين معمار انديشه سياسي ? افلاطون
مهستي - هميشه عاشق - بي محبت
چند راه براي پوشاندن موهاي سفيد وجود دارد
شهرام ناظري » صداي سخن عشق » خلوت خاص
هشدار به بيماران قلبى
Black & White 2 يک بازي جنگي با گرافيک عالي
كيف مدرسه كمرشكن است
میراندا و من
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس