مرويست: هنگامي که حضرت مهدي ع متولد گرديد نوري از ان حضرت ساطع گرديد و در آفاق آسمان پهن شد، و ملائکه اي بصورت پرندگان سفيدي از آسمان به پايين آمدند و بالهاي خود را بر سر و روي و بدن آن حضرت مي ماليدند و پرواز مي کردند. آن گاه براي پروردگار خويش به سجده افتاد، سپس سرش را بلند نمود و فرمود:A«شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحکيم ان الدين عند الله الاسلام.A» ( يعني: خداوند گواهي مي دهد که معبودي جز او نيست، و فرشتگان و صاحبان دانش، گواهي مي دهند، در حالي که (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد، معبودي جز او نيست، که هم توانا و هم حکيم است.)
از ابي علي حسن مرويست که: من از کنيزکي شنيدم که او گفت: A«مرا به عنوان هديه به خدمت حضرت امام حسن عسکري ع آورده بودند و ان زماني که حضرت صاحب الزمان ع به دنيا آمد من حاضر بودم، ناگهان نوري ديدم را که از جمال او روشن شده و به افق آسمان پيوست و پرندگان سفيدي را ديدم که از آسمان به زير مي آمدند و پرهاي خود را سر و روي و تمام اعضاي مبارک او مي ماليدند و بعد از آن به آسمان عروج مي کردند. اين احوال را به خدمت امام حسن عسکري ع عرض کردم، آن حضرت تبسمي کرد و فرمود: آن پرندگان، فرشتگان بودند که براي تهنيت و مبارک باد فرزند ارجمند من فرود آمده بودند و ايشان ياران او در آخر الزمان هستند.A»