|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
مذهبی :: گوناگون
موضوع: ادعاى اهل سنت در مورد بيعت گرفتن از اميرالمؤمنين (عليه السلام)»
|
|
در ابتدا بايد گفت كه برخى براى سر پوش گذا شتن بر اشتباهات خلفاء اينگونه وانمود كرده اند كه پس از تهديدات عمر همه از خانه خارج شدندو با ابوبكر بيعت كردند و ديگر در بيعت گرفتن از على(عليه السلام) اعمال زورى انجام نگرفته و به صورت عادى حضرت على (عليه السلام) با ابوبكر بيعت كرده است ، ما در اين قسمت به گوشه اى از روايات و عبارات اهل سنت در اين زمينه اشاره مى كنيم تا مطلب مشخص شود.
1- ابن قتيبه (الامامة و السياسة ج1 / 13)
«... تا آنكه (عمر و اصحابش) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دقّ الباب كردند پس چون مردم صداى فرياد و گريه فاطمه (عليها السلام) را شنيدند در حالى كه گريه مى كردند متفرق شدند لكن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس على را با زور از خانه خارج نموده و او را به طرف ابوبكر كشاندند پس به او گفتند بيعت كن! على (عليه السلام)گفت : اگر بيعت نكنم چه مى كنيد؟
گفتند: اگر بيعت نكنى به خدايى كه جز او خدايى نيست گردنت را خواهيم زد؟!»
2- بلاذرى (أنساب الأشراف ج1 / 587)
«... ابوبكر، عمر را به سوى على (عليه السلام) فرستاد و به وى دستور داد: على رابا بدترين صورت نزد من حاضر كن!»
3- مسعودى (اثبات الوصية صفحه 142)
«آنها مى خواستند از على بيعت بگيرند لكن على (عليه السلام) ممانعت كرده و گفت: هرگز چنين كارى نخواهم كرد، پس به وى گفتند: تو را مى كشيم على(عليه السلام) گفت: اگر مرا بكشيد پس همانا بنده خدا و برادر رسول خدا را كشته ايد در اين هنگام دست على (عليه السلام)را در حالى كه مشت كرده بود و باز كردنش بر آنها سخت بود بطرف ابوبكر كشيده، تا اينكه بالاخره دست ابوبكر را به دست على (عليه السلام)كشيدند، در حالى كه دست على (عليه السلام) مشت و بسته بود»
4- ابن ابى الحديد معتزلى (شرح نهج البلاغه ج2 / 21)
«روايات در مورد قصه سقيفه مختلف است آنچه كه شيعه مى گويد با توجه به آنكه جمع قابل توجهى از محدثين اهل سنت بيشتر آنرا نقل كرده اند آن است كه همانا على (عليه السلام) از بيعت با ابى بكر خود دارى كرد تا آنكه آن حضرت را به زور از خانه خارج كردند.»
سپس ابن ابى الحديد مى گويد: «گفته شده كه عمر خودش شمشير را از دست زبير گرفت و آن را به سنگ زد تا آنكه شكست و سپس تمام آنها را (على (عليه السلام) و افرادى كه در خانه بودند) به طرف ابوبكر كشانيدند و در مقابل ابوبكر قرارشان داد.»
و همچنين در صفحه 48 جلد شش شرح نهج البلاغه از قول جوهرى مى گويد: «سپس عمر داخل خانه شد و به على (عليه السلام)گفت: برخيز و بيعت كن! على (عليه السلام) از بلند شدن خوددارى كرد سپس به زور على (عليه السلام) را بلند كرد و به خارج خانه كشانيد و او و كسانى كه از بيعت سر باز زده بودند با صورتى بسيار بد مى كشاندند خيابانهاى مدينه پر از مردم بود...»
و در همان صفحه از جوهرى نقل مى كند كه افرادى كه در داخل خانه بودند خارج كرده و در حالى كه ريسمان به گردنشان بود آنها را به صورت بد مى كشانيدند تابا ابوبكر بيعت كنند.
5- ابن كثير(السيرة النبويّة ج4 / 495)
«...سپس ابوبكر بالاى منبررفته و نگاهى در چهره هاى مردم انداخت لكن على (عليه السلام) را نديد و پرسيد على (عليه السلام)كجاست؟ در اين هنگام عده اى از انصار برخواستند و او را به زور حاضر كردند»
6 ـ ابوبكر جوهرى در كتاب «السقيفه» مى نويسد: «حضرت على (عليه السلام)را وقتى براى بيعت بردند حضرت امتناع ورزيد و هر چه او را تهديد كردند حضرت بيعت نكرد و على(عليه السلام) به خانه برگشت و بيعت نكرد».
7 ـ عبدالفتاح عبدالمقصود (السقيفة و الخلافة ص 15)
«همچنين مورخين مهم و معتبر نقل كرده اند كه... على (عليه السلام) از بيعت با ابوبكر خود دارى كرده لكن به زور با ريسمانى (كه به گردنش آويختند) او را كشان كشان جهت بيعت كردن بردند.»
و همچنين ابن عبد ربه در جلد 2 ص285 از كتاب «عقدالفريد» و ابوالحسن نوفلى در «الاخبار» ص144 اشاره به اعمال زور در مسئله بيعت گرفتن از حضرت على (عليه السلام) دارند.
و بايد گفت كه اين بخش از تاريخ اسلام همچون بخشهايى (گفته شده در قسمتهاى قبل) تلخ و دردناك است زيرا هرگز تصور نمى شود كه به گونه اى عمل كنند كه شخصى مثل معاويه به صورت طعن بگويد و در نامه خود به حضرت على(عليه السلام) چنين بنويسد: «... تا آنجا كه دستگاه خلافت تو را مهار كرده و تو را همچون شتر سركش براى بيعت به طرف مسجد كشانند» و امير المؤمنين(عليه السلام) در پاسخ نامه معاويه تلويحاً اصل موضوع را پذيرفته و آن را نشانه مظلوميت خود دانسته و مى نويسد:« گفتى كه من بسان شتر سركش براى بيعت سوق داده شدم به خدا سوگند خواستى از من انتقاد كنى ولى در واقع مرا ستودى و خواستى رسوايم كنى اما خود را رسوا كردى و هرگز بر مسلمانى ايراد نيست كه مظلوم واقع شود»([13]).
بنابرآنچه كه اهل سنت در كتب خود مبنى بر اعمال زور در بيعت گرفتن از حضرت على(عليه السلام) مى آورند كه خود نتيجه مى گيريم كه حضرت على (عليه السلام) با اين كار، مخالفت شديد خود را از دستگاه حاكم ابراز مى دارد و براى نسلهاى آينده شاهد مهمى كه دال بر اين مطلب باشد در تاريخ بر جاى مى گذارد.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |