انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

مذهبی :: متافيزيک در اسلام

موضوع: متافيزيك و زهد(قسمت1)


 زهد در لغت به معني پارسايي، پرهيزگاري و اعراض از دنيا آمده است. از ديد عارفان و وارستگان، ترك حلال دنيا بخاطر ترس از حساب آن و ترك حرام دنيا بخاطر ترس از عقاب آن، زهد گفته مي شود؛ به عبارت بهتر عدم خوشحالي در صورت بدست آوردن دنيا و عدم ناراحتي بخاطر از دست دادن دنيا را زهد گويند. اساس زهد، ترك دنيا و رو آوردن به آخرت است، پس لازم است ابتدا دنيا را بشناسيم تا با آگاهي، آن را ترك نمائيم.
دنيا به اسامي مختلفي خوانده مي شود از جمله: طبيعت، عالم فيزيك، عالم ملك، عالم شهادت، عالم خلق، عالم اضداد، عالم محسوسات و عالم ظلمت. طبيعت در مقابل ماوراءطبيعت، فيزيك در مقابل متافيزيك، ملك در مقابل ملكوت، شهادت در مقابل غيب، خلق در مقابل امر، اضداد در مقابل يگانگي، محسوسات در مقابل غيرمحسوسات و ظلمت در مقابل نور است. دنيا را با چهار عامل حاكم بر آن يعني زمان، مكان، انرژي و ماده مي شناسيم.
دنيا و هر آنچه در آن است وسيله و ابزاري براي رسيدن به آخرت مي باشد، از اين رو مولاي عـارفان حضرت علي(عليه السلام) مي فـرمايند:«دنيـا وسيلة سواري مؤمن است كه او را به سوي پروردگارش كوچ مي دهد، پس سواري هاي خود را اصلاح كنيد تا شما را به پروردگارتان برساند.» دنيا در اصل پلي براي عبور از عالم ذر به عالم برزخ است. دنيا كشتزار آخرت، ياور آخرت و نيكو مركبي براي آگاهان است. حضرت علي(عليه السلام) ـ آن زاهدترين بندگان حق ـ مي فرمايند:«همانا دنيا سراي گذر است و آخرت جاي ماندن، پس از گذرگاه خود براي ماندگاه خويش توشه برگيريم.»
ملك پست ترين و پايين ترين مراتب در جهان هستي مي باشد.
مولي الموحدين حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند:«دنيا از آن رو دنيا نام گرفته كه پست ترين(پايين ترين) چيزهاست و آخرت از آن رو آخرت ناميده شد كه سزا و پاداش در آنجاست.» ناپايداري و فاني بودن نيز از ويژگي هاي ديگر اين عالم مي باشد، لذا حضرت آدم(عليه السلام) به فرزندش شيث وصيت فرمود:«به دنياي فاني دل مبنديد، زيرا من به بهشت جاويدان دل بستم اما با من وفا نكرد و از آن بيرون رانده شدم.»
دنيا بازيچه، سرگرمي و لهو و لعب است. عالم ظلمت، مردار، ملعون و مكّار است. در كتاب گرانقدر“ميزان الحكمه” از قول مولاي متقيان حضرت علي(عليه السلام) چنين نقل شده است:«اين پيامبران و برگزيدگان خدا از دنيا دل بركندند … و پس مردان صالح و پارسا در پي آنان رفتند … و دنيا را چون مرداري ديدند كه جز در حال ضرورت خوردن از آن بر هيچ كس روا نيست و از آن به اندازه اي خوردند كه زنده بمانند و نميرند و دنيا را به منزله لاشه اي بس گنديده دانستند كه هر كس(از آنها) بر آن مي گذشت دهان(و بيني) خود را مي گرفت. آنان از دنيا به كمترين قوت بسنده مي كردند. برادران من! به خدا سوگند دنيا، در اين سراي و آن سراي ـ در نظر كسي كه انديشه اش را ناب و فكرش را خالص گرداند ـ گنديده تر از لاشه و ناخوشايندتر از مردار است، اما آن كه كارش دباغي پوست است، مانند كسي كه از كنـار آن لاشه و مردار مي گذرد يـا نزديكش نشسته است و گنديدگي آن را حس نمي كند و بويش آزارش نمي دهد.»
دنيا منشاء اندوه بي پايان، دشمن آخرت و آرزوي بد بختان است. اين عالم فريبنده، شيرين، خوشنما، سبز و رنگين ولي زيان زننده و زندان مي باشد. حضرت امير المؤمنين علي(عليه السلام) مي فرمايند:«دنيا همانند مار است، لمس كردن آن نرم و ملايم است اما درونش از زهر آكنده است، لذا فريب خورده نادان به آن ميل پيدا مي كند و هوشيار عاقل از آن حذر مي كند.» اين دنيا سراي بي نوايي، طبل ميان تهي و بساط فرومايگي است. از اينروست كه «خداوند تعالي آن(دنيا) را براي دوستانش نگزيد، و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزيد. خير آن(دنيا) اندك است و شر آن آمـاده.» (حضرت علي عليه السلام)
دنيا دوستي، ريشه و منشاء تمام گناهان و معاصي و ماية دوري از خداوند مهربان است.
مبين آن اينكه حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند:«همانطور كه روز و شب با هم جمع نمي شوند، محبت خدا و محبت دنيا با هم جمع نمي گردند.» حب دنيا باعث تباهي خرد و كوري چشم دل مي شود. دوستي دنيا، اندوه بي پايان، آرزوي دست نيافتني و اميد نارسيدني است و انسان را كور، كر، لال و خوار مي كند. كلام گهر بار مولاي متقيان نيز حجت را بر ما تمام مي كند:«پس، دنيا را رها كن كه دنيا دوستي(انسان را) كور و كر و لال و خوار مي سازد.» كبر، حرص، طمع، ريا، خودپسندي و شهوات از جمله صفات منفي است كه نصيب دنيا دوستان مي گردد. حضرت امام صادق(عليه السلام) در حديث زيبايي چنين مي فرمايند:«دنيا چونان تنديسي(كالبدي) است كه سرش كبر، چشمش حرص، گوشش طمع، زبانش ريا، دستش شهوت، پايش خودپسندي، قلبش غفلت، رنگ و جلوه اش فنا و حاصلش نيستي است. پس كسي كه آن را دوست بدارد متكبر شود و كسي كه آن را نيـك بداند حرص و آز يـابد و كسي كه در جست و جويش بـاشد طمع ورزد و كسي كه آن را ستايش كند لباس ريا پوشد و كسي كه اراده اش كند خودپسند شود و كسي كه بدان تكيه كند به غفلت افتد و كسي كه شيفتة متاع آن شود به فتنه افتد و متاع از دستش برود و كسي كه متاعش را گرد آورد و در آن بخل ورزد او را به جايگاهش كه همان آتش است سوق دهد.»


مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


 

  تاثير مصرف كدو و كرفس در درمان جوش صورت
  آموزش سخت افزار - قسمت شانزدهم
  بعضي از سئوالات كنكور 86 - خيلي جالبه
  جوک-22
  عقد و عروسي
  اگه گفتيد اين تصوير چيه؟!
  عجب مه اي در اين مزرعه ي تاريک مي دود
  خوردن سبزيجات و کاهش فشار خون
  سالمندان آب و مايعات بخورید
  شما ميوه چه درختي هستيد؟
عفونت مثانه در زنان
دانشگاه مجازي در مقابل دانشگاه واقعي
خورشید
سام ايزدي » پري » پري
مرد متولد آذر
قطع پاي دختر 13ساله در وسيله بازي
دکشی سرباز ایرانی پس از قتل سه مامور نيروي انتظامي
اندي » شهر فرشتگان (City Of Angles) » پيچک
بادام Almond
سلول هاي مغز استخوان عضله قلب را بازسازي مي کنند
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس