انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

مذهبی :: متافيزيک در اسلام

موضوع: متافيزيك وحقيقت ذكر(قسمت2)


ذكر داراي مراتب مختلف است:
مرتبه اول آن، ذكر به زبان مي باشد. در اين مرحله زبان ذاكر به ذكر حق مشغول است ولي دل و فكر او در جاي ديگر و بر موضوع ديگر سير مي كند.
مرتبه دوم ذكر به دل مي باشد، در اين مرتبه علاوه بر زبان، دل ذاكر نيز به ذكر دوست مشغول است ولي حضور دل با مراقبت و مداومت صورت گرفته است و اگر دل را رها كند مي گريزد.
در مرتبه سوم ذكر بر دل مستولي شده، لذا حضور دل در ذكر به خواست خود اوست و حتي اگر رهايش كند نمي رود.
در مرتبه چهارم ذاكر در مذكور غرق مي شود، در اين مرتبه مذكور بر دل مستولي مي گردد.(در مرتبه سوم ذكر و درمرتبه چهارم مذكور بر دل مستولي مي شود.) در اصل در مرتبه چهارم، زبان، دل و ذكر كنار رفته، آنچه مي ماند، ذاكر و مذكور است كه آنهم يكي شده اند، و اين همان مقام فناء عارفان است.
وارسته دوران، عزيزالدين نسفي، اين چهار مرحله را به ترتيب ميل، ارادت، محبت و عشق نامگذاري مي كند.
در كتاب گرانقدر“سر الاسرار قرآن”نيز از اين چهار مرحله ياد شده است.
 
آموختن ذكر به دل(رسيدن به مرتبه دوم و سوم) چندان آسان و سهل نمي باشد، و نياز به صبر و حوصله فراوان دارد. از بزرگان عرفان نقل شده است كه آموختن ذكر به دل همانند آموختن كلام به طفل مي باشد. براي آموختن كلام به طفل، صبر، حوصله، تحمل و زمان لازم است و اين امر به تدريج و با تمرين و ممارست امكان پذير است.
 
عارف كبير، حضرت آيت الله مرحوم شاه آبادي، استاد عرفان حضرت آيت الله امام خميني رحمه الله تعالي عليه مي فرمايند:«شخص ذاكر بايد در ذكر مثل كسي باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده، مي خواهد تعليم كلمه كند. تكرار مي كند تا اينكه او به زبان مي آيد و كلمه را ادا مي كند. پس از آنكه او اداي كلمه را كرد، معلم از طفل طبعيت مي كند و خستگي آن تكرار بر طرف مي شود و گويي از طفل به او مددي مي رسد. همين طور كسي كه ذكر مي گويد بايد به قلب خود كه زبان باز نكرده، تعليم ذكر كند و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود و علامت گشوده شدن زبـان قلب آن است كه زبان از قلب تبعيت كند و زحمت و تعب تكرار مرتفع شود. اول زبان ذاكر بود و قلب به تعليم و مدد آن ذاكر شد و پس از گشوده شدن زبان قلب، زبان از آن تبعيت كرده به مدد آن با مدد غيبي متذكر مي شود.»
 
ذكر را انواع مختلف است. حضرت امام صادق(عليه السلام)ـ دانشمند الهي و آگاه به معارف آسماني-كه سلام و صلوات خداوند بر او و خاندانش باد، انواع ذكر را، ذكر زبان، ذكر نفس، ذكر روح، ذكر دل، ذكر عقل، ذكر معرفت وذكر باطن بيان مي كند. در كتاب گهربار“ميزان الحكمه” از قول آن امام بزرگوار آمده است:«ذكر زبان حمد وثنا، ذكر نفس سختكوشي و تحمل رنج، ذكر روح بيم و اميد، ذكر دل صدق و صفا، ذكر عقل تعظيم و شرم، ذكر معرفت تسليم و رضا و ذكر باطن و درون مشاهده و لقاء است.»
 
ذكر را نيز اقسامي است. در“رسالة سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم” به چهار قسم ذكر شده است كه عبارتند از: ذكر قالبيِ اطلاقي، ذكر قالبيِ حصري، ذكر نفسيِ اطلاقي و ذكر نفسيِ حصري. در ذكر قالبي به معني و باطن ذكر توجه نمي شود ولي در ذكر نفسي، مهم، توجه و عنايت به باطن، درون و معني ذكر است. پر واضح است كه ذكرنفسي ارزشمندتر از ذكر قالبي مي باشد. ذكر اطلاقي داراي تعداد مشخص نمي باشد و ذاكر مي تواند به هر مقدار كه بخواهد آن ذكر را تكرار كند. در ذكر حصري عدد معين وجود دارد و ذكر بايد به همان مقدار كه در دستور آمده گفته شود(نه كمتر، نه بيشتر)، براي مثال تسبيحات حضرت زهرا(سلام اللـه عليها) ـ درود خداوند بر او، اجداد و فرزندانش بادـ از جمله اذكار حصري است.
 
آگاهان عالم معتقدند كه براي هر چيز موجود در عالم ملك، وجهي درعالم ملكوت موجود است. به عبارت ديگر هرچيز داراي دو وجه«صورت و سيرت»مي باشد كه صورت آن در عالم فيزيك و سيرت آن در عالم متافيزيك است. براستي سيرت و باطن ذكر چيست؟ وجه ملكوتي ذكر كدام است؟ چرا در قرآن كريم(آن كتاب هدايت سالكان در صراط مستقيم الي الله) آمده است:«يا ايها الذين آمنو اذكرو الله ذكرا كثيرا»؟ تفكر و تعمق در اين سؤالات، فرمايش گرانقدر مولي الموحدين، آن باب معارف الهي حضرت علي(عليه السلام) را به انسان يادآوري مي كند:«مداومت بر ذكر، خوراك روح و كليد صلاح و پاكي است.» براستي چگونه انسان براي تأمين خوراك جسم(جسمي كه چيزي به جز ابزار و وسيله اي گذرا نيست) از هيچ كوشش و تلاشي فرو گذار نمي كند ولي خوراك روح(روحي كه جوهره اصلي وجود است) را به راحتي از ياد مي برد؟!
 
نبايد فراموش كرد كه وارد شدن در وادي معرفت و ذكر از جمله توفيقات الهي است كه نصيب هر كس نمي شود، چرا كه«يادكردن، نشستن با محبوب است» و همنشيني با محبوب نصيب هر عاشق پر مدعاي دور از عمل نمي شود. مبين آن اينكه از معصومين نقل شده است: «مادام كه خدا از بنده اش ياد نكند، بنده نمي تواند از خدا ياد كند، ياد بنده از خداوند، موجبي براي ياد خدا از بنده شده است.» و يا نقل شده است:«قوام ذكر بنده، خدا را، ذكر خداست بنده را، پس آن ذكري است از خدا براي بنده» و اين است نشانة شيعيان واقعي. از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمودند:«شيعيان ما كساني هستند كه چون فراقتي دست دهد، فراوان به ذكر حق تعالي بپردازند.»
 
جاي بسي تأمل و تدبر است كه آيا، حقيقت ذكر را دريافته ايم؟ آيا بهرة لازم را از آن مي بريم؟ آيا در مسير الي الله قرار داريم؟ آيا مسلماني ما به حرف و ظاهر است يا به دل و عمل؟





مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


  مردي پسر جواني را به علت رابطه پنهاني با همسرش كشت
  عليرضا عصار » ايران من
  کودكان هموفيلي نبايد با درد و ناتواني زندگي كنند
  نفوذ به سلول هاي سرطاني
  داروهاي بتابلوكر
  فصل نهم از رانندگي حرفه اي - ميدان ديد - قسمت اول
  زنبور بي‎ عسل‎, جستجو گري‎ نوين‎
  آشنايي با Code Red
  روياي خدا را آشفته نكنيد !!!
  آموزش جواد شدن(برای پسر ها)
صندلی مناسب هنگام کار با کامپیوتر
12 راه براي خواستگاري كردن
نخستين معمار انديشه سياسي ? افلاطون
مهستي - هميشه عاشق - بي محبت
چند راه براي پوشاندن موهاي سفيد وجود دارد
شهرام ناظري » صداي سخن عشق » خلوت خاص
هشدار به بيماران قلبى
Black & White 2 يک بازي جنگي با گرافيک عالي
كيف مدرسه كمرشكن است
میراندا و من
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس