|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
خداشناسي: شناخت خداوند عزوجل آغاز دين داري، از جمله بالاترين شناخت ها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بي نيازي از خلق و دل كندن از دنيا مي شود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بي كسي است. خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكي و شفاي هر بيماري است(يا من اسمه دوا و ذكره شفا). آنكس كه توفيق معرفت حق نصيبش شود، روزها را به روزه و شبها را به عبادت سپري مي كند. كنترل زبان و شـكم و مصون مـاندن از آفت هاي بيشمار و تبعـات ناشي از آنـها، از بركـات ديگر شناخت خداوند مي باشد. خدا را بايد به خدا شناخت، اگر از طريق ديگر نيز او را بشناسيم، اين طريق از خود او سرچشمه مي گيرد. مرحوم شيخ صدوق رحمه الله تعالي عليه مي فرمايند:«اگر او را با خردهاي خود شناخته باشيم، اين خردها عطيه الهي اند، اگر به واسطه پيامبران و فرستادگان و حجت هايش او را شناخته باشيم، اين خداي عزوجل است كه آنها را برانگيخته و فرستاده و به عنوان محبت هاي خويش برگزيده است. اگر به واسطه خودشناسي به شناخت او رسيده باشيم، نفس هاي ما نيز آفريده خدايند، بنابراين در هر صورت ما خدا را به خدا شناخته ايم.» شايد در ذهن برخي آمده باشد كه اگر در دوران كودكي و قبل از سن تكليف مي مردند، مسـتقيم به بهشت مي رفتـند و نـياز به تحـمل اين هـمه مشكلات و سختيها در دنيا نداشتند، مولاي متقيان حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند:«دوست ندارم كه در كودكي مي مردم و به بهشت مي رفتم و بزرگ نمي شدم تا پروردگارم عزوجل را بشناسم.» شناخت خداوند به سه طريق صورت مي گيرد. اول شناخت او با آيات آفاق كه يك نگاه شهودي و علم حضوري است و طريق عوام مي باشد كه از طريق شناخت طبيعت به خداشناسي مي رسند. دوم شناخت او با آيات انفس(خودشناسي) كه يك نگاه فطري و نظري و علم حصولي است و طريق خواص مي باشدكه از طريق دل به شناخت حق تعالي مي رسند. شناخت خداوند منان با آيات انفس مفيدتر است چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است. پس انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي مي شود و اين نيز به نوبة خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي مي باشد. سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت مي باشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست. از ديدگاه ديگر، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل مي كنند. اول تقليد كه خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مي شود، دوم استدلال كه خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته مي شود و سوم كشف كه به واسطه مكاشفات دروني، خداوند شناخته مي شود. «مردي به نام مشاجع حضور رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! راه شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فرمودند: ناسازگاري با نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه دست يـافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نـافرماني نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: از ياد بردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دور شدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند: كمك جستن از حق در برابر نفس.» با اين همه اهميت خودشناسي و خداشناسي، جاي آن است كه از خود سؤال كنيم، به عنوان مدعيان بودن در مسير تكامل، چقدر معارف لازم را آموخته ايم؟ چقدر توفيق كسب معرفت نصيب ما شده است؟ آيا سرماية لازم(معارف) را جهت بودن در اين مسير فراهم كرده ايم؟ آيا جزء آنان هستيم كه دوست دارند در كودكي مي مردند و مستقيم و بدون زحمت به بهشت مي رفتند؟! يا جزء آنان هستيم كه دوست دارند بزرگ شوند تا بتواند به توفيق خداشناسي نائل گردند؟ اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام): ـ آغاز دينداري شناخت خداست وكمال شناخت او تصديق وجود اوست. ـ نهايت معرفت، شناخت خود است. جلوه هاي حكمت، ص549و550،ح2و12 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ شناخت روشنايي دل است. ـ شناخت نشان فضيلت است. ـ شناخت(حق موجب) دست يافتن به خداست. ـ ايمان شناخت با دل است. ميزان الحكمه، ص3555،ح،12168تا12171 پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله وسلم): با ايمان ترين شما با شناخت ترين شماست. ميزان الحكمه، ص3555،ح12174 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ دانش، باروركردن شناخت است. ـ بارورشدن شناخت به تحصيل دانش است، بارورشدن دانش به تصور و فهم (درست و دقيق آن ) است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12183و12185 امام حسين(عليه السلام): تحصيل دانش سبب باروري شناخت است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12184 سؤال از رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم): مردي به نام مجاشع حضور حضرت رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! راه شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فـرمودند: نـاسازگـاري بـا نفس. عـرض كـرد: اي رسول خدا! راه رسيـدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه دست يافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نافرماني از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: ازياد بردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دورشدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند:كمك جستن از حق در برابر نفس. ميزان الحكمه، ص3569،ح12227 امام صادق(عليه السلام): خودشناسي انسان اين است كه خويشتن را به چهار طبع و چهار ستون و چهار ركن بشناسد. چهار طبعش خون است و صفرا و باد و بلغم، و ستونهايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه مي گيرد، و اركانش نور است وآتش و روح و آب. ميزان الحكمه، ص3571،ح12232 پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم): ـ دربارة هر چيزي بينديشيد، اما در ذات خدا نينديشيد. ـ در آفرينش خدا بينديشيد، اما در(ذات) خدا نينديشيدكه نابود مي شويد. ميزان الحكمه، ص3597،ح12296و12297 امام علي(عليه السلام): خردها در امواج خروشان ادراك اوگم شدند. ميزان الحكمه، ص3597،ح12305 امام سجاد(عليه السلام): هرگاه اين آيه را مي خواندند:«اگر نعمت خدا را بشماريد نتوانيد آن را شماره كنيد.» مي فرمودند: پاك است آن خدايي كه قدرت شناخت نعمت هـايش را به هيچ كـس نداده، جز همين مقدار بداننـد كه از شنـاخت نعمت هاي او ناتوانند، همچنان كه معرفت ادراك خود را احدي ندارد مگر همين اندازه كه بداند او را درك نمي كند. پس، خداي عزوجل همين اندازه شناخت را ازكسانيكه مي دانند از شناخت او قاصرند، پذيرفت و پي بردن آنها به تقصير و ناتواني خود را شكر(آنان) قرارداد، همچنان كه علم عالمان را به اين نكته كه نمي توانند او را درك كنند ايمان مقرر ساخت. ميزان الحكمه، ص3599،ح12307 امام علي(عليه السلام): ذهن ها او را دريابند اما نه از راه ادراك ، حواس و مشاعر و ديدنيها بر وجود اوگواهي دهند، اما نه به خاطر حضور او در آنها(بلكه از باب دلالت اثر بر مؤثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نيافت، بلكه به واسطة اوهام و خردها بر آنان متجلي شد. ميزان الحكمه، ص3603،ح12329 امام رضا(عليه السلام): نخستين گام دربندگي خدا شناخت اوست و پاية شناخت خداوند بلند نام، يگانه دانستن اوست و نظام توحيدش نفي حدّ و حدود از اوست، زيرا خردها بر اين گواهي مي دهندكه هر موجود محدودي مخلوق است. ميزان الحكمه، ص3603،ح12334 مولاي متقيان علي(عليه السلام): ـ هركه خدا را شناخت ، معرفتش كامل گشت. ـ شناخت خداي سبحان، بالاترين شناخت هاست. ـ دوست ندارم كه دركودكي مي مُردم و به بهشت مي رفتم و بزرگ نمي شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم. ميزان الحكمه، ص3585،ح12234تا12236 امام صادق(عليه السلام): …شناخت خدا مونس هر تنهايي است و يار هر بي كسي و روشنايي هر تاريكي و نيروي هر ناتواني و شفاي هر بيماري. ميزان الحكمه، ص3585،ح12237 امام علي(عليه السلام): ثمرة دانش ، شناخت خداست. ميزان الحكمه، ص3585،ح12238 امام علي(عليه السلام): هركه علم و معرفت به خدا در دلش جاي گيرد، بي نيازي از خلق خدا در آن مأوي گزيند. ميزان الحكمه، ص3587،ح12243 امام علي(عليه السلام): غايت شناخت، خشيت است. ميزان الحكمه، ص3589،ح12263 امام علي(عليه السلام): خودشناس ترين مردم، خداترس ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3589،ح12265 امام باقر(عليه السلام): در سفارش خود به جابرجعفي مي فرمايد: هيچ شناختي چون شناخت تو از نفست نيست. ميزان الحكمه، ص3567،ح12198 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ برترين شناخت، شناخت انسان از خود است. ـ برترين حكمت اين است كه انسان خود را بشناسد… . ـ غايت معرفت اين است كه آدمي خود را بشناسد. ـ خودشناسي سودمندترين شناخت هاست. ـ برترين خرد، خودشناسي است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12200تا12204 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ انسان را همين ناداني بس،كه خود را نشناسد. هركه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادي گمراهي و ناداني ها قدم نهاد. ـ بزرگترين ناداني، ناداني انسان نسبت به خويش است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12212تا12214 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ هركه خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانايي رسيد. ـ هركه خدا را شناخت تنها شد. هركه خود را شناخت مجرد شد. هركه دنيا را شناخت از آن دل بركند. هركه مردم را شناخت تنهايي گزيد. ميزان الحكمه، ص3569،ح12220و12221 مولاي عارفان علي(عليه السلام): ـ هركه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخت. ـ خودشناس ترين مردم ، خداترس ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3569،ح12223و12224 در صحف ادريس آمده است: هر كه آفريده را شناخت، آفريدگار را شناخت و هركه روزي را شناخت، روزي رسان را شناخت و هركه خود راشناخت ، پروردگارش را شناخت. ميزان الحكمه، ص3569،ح12226
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |