- يه روزي (کوروش کبير ) پادشاه هخامنش خواست ببينه که مردمش البته در ???? سال بعد به چه اندازه قدر زحماتي که براش کشيد مي دونن به خاطر همين به لباس مبدلي در آمد و از چند نفر در مورد خودش سوال کرد((کوروش هخامنشي را مي شناسيد و در جواب :
?-مسئول روابط عمومي شرکت:((نمي دونم .....اّها ولي ديشب شبکه(صداي آمريکا) يه مرد رو پخش کرد که اسمش هخام ... هخا تو همين مايه ها بود))
?-پسرک سبزي فروش:((آره کوروش مي شناسم ولي کوروش معدني نه کشاورزي نه صنعتي ....که ميگه:عشق من ...من تو ي هر لحظه بياد تو بودم..........))
?-پسرک مدرسه اي:((اجازه آقا ....مي دونم ...آها همون کسي بود که با مارکو چلو جزاير پانکراس فتح کرد.....در آخر عمر در صحراي کربلا در حالي که مشتان گره کرده داشت و مي گفت :(يا خون يا خميني) شهيد شد!!!!!