انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  





تهران وب
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

طنز :: عمومي

موضوع: کشیش



یه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ??? رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بي خيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب مقدس روايت ??? رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: ?به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسی نتيجه اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   


 

  آسم شغلي
  براى تصميم هاى مهم خود، بخوابيد!
  5 اشتباه زنان كه باعث تنها ماندن آنها ميگردد
  روشهاي غير پزشكي براي پايين آوردن فشار خون
  ساحت مقدسات اسلامي واكنشي مذبوحانه و نابخردانه است
  گفتارى كوتاه در باب مرجعيت زنان
  ميشائيل هانكه به اسكار نمى رود
  چگونه شوهر خوبي باشيد!
  از خدا خواستم
  نهج البلاغه ( خطبه 4 )
benz
کورش يغمائي » كابوس » The Gray Man
شاه کلید های دیالوگ نویسی
ميزان بروز پرفشاري خون
تصوير » نو که مياد
آشنايي با مفاهيم NAT (قسمت دوم)
ترمه و ياس » سوته دلان
هاتف » الله الله
"‏سرگذشت ايوب(ع)"
بيشترين تعداد انگشتان دست و پا
 
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس