|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
روزنامه کيهان، روز سه شنبه ( ?? ام ) تو صفحه اول نوشته بود: «زنداني گنابادي حافظ قرآن شد» بعد نوشته بود: « اين هموطن خوزستاني ...» ...
خوب نکته اينه که گناباد تو خوزستان نيست، تو خراسانه!
يه تبليغي جديدا تو تلويزيون نشون ميده که ظاهرا مال يک شرکت آموزش کنکور به اسم '' تست قرمز '' هست ... خلاصه يه پسره رو نشون ميده که کتاباي اينا رو مي خونه بعد ميره سر جلسه با خيال راحت تست ميزنه ...
فقط يه نکته اي هست ... اين پسره فقط يه پاسخ نامه دستشه ... هيچ پرسش نامه اي وجود نداره ...!
چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهاي تهران بود) احمدزاده بعد از اينکه يکي مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!
يكي دو هفته پيش اين پسره (اميرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذرا يه ماچ از لبات بگيرم و پورنگ هم سرخابي شده!
توي اخبار سراسري بود که آقاي بابان همراه همکار خانومش ميخواست خداحافظي کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي کنم!
برنامهي صبح ايراني راديو سراسري که از ساعت ? و خورده اي صبح شروع ميشه يک مجري خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون که يه روز، گفتند: «يک خبر جالب ميخوام براتون بخونم، تو اينترنت ميگشتم (!) اين خبر رو ديدم که نوشته يک پيرمرد به مدت ?? سال بالاي درخت زندگي کرده» و بعد فرمودند که: «شوخي نيست، طرف ? قرن بالاي درخت بوده!»
آقاي خياباني، بازي ايران / کرواسي : نيمه اول: « ... و يک ارتکاب ديگه از خطا به نفع تيم کرواسي ... »
قبل از اخبار ورزشي در شبکه خبر يهو تصوير اومد روي يه دسته گل روي يه ميزي که توي استوديو بود، يکي از مجري ها اخبار ورزشي صداش مياومد که ميگفت، نه اينو ديگه نذار ديروز پدرمون در اومد!
يکي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن که يه آهنگي رو که معمولا زمزمه ميکني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول کن نبودن که يه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا ميرسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه!
يه دفعه توي برنامه چرا و چيه شبکه تهران آقاجون به يکي از بچه ها گفت يه شعر بخون. اونم شروع کرد به خوندن: چه خوشگل چه خوشگل شدي امشب. بعد آقاجون سريع گفت بسه ديگه.
گوينده اخبار ساعت ? ميخواست بگه وفات پدر آقاي احمدي نژاد گفت: شهادت پدر آقاي احمدي نژاد كه سريع درست كرد. ولي معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه ديگه هم كرد.
بعد از پايان بازي ايران-بوسني فردوسيپور گفت:«بازي زيبايي بود که فکر کنم با نتيجهي پنج بر دو به سود ايران تمام شد!»
یه بارم عمو پورنگ داشته با بچهه حرف میزده میگه عزیزم مامان بابات خونن من باهاشون حرف بزنم بچه ام میگه هستن ولی نمیشه آحه 2 تا یی حمومن بدش یهو برقه استودیو رفت
(قديمي ولي جالب) يه بار تو روزنامه تيتر ميزنن که بهمن عظيمي جان عده زيادي از هموطنانمان را گرفت. چند روز بعد عليه اين بهمن عظيمي صحبت هايي ميشه و آقايون مسئول مي گن که بايد ايشون هر چه زودتر به سزاي اعمالشون برسن!
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |