|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
روزي اقاي رو مي برن اتاق عمل بهش ميگن همراه داري ميگه اره دارم ولي خاموشه.
--------------------------
يه روز ميبينن يه خروس تو خيابون به سرعت مي دويد
ازش ميپرسن چرا مدوي
مي گه:يه کم جلوتر مرغ ميدن
------------------------------------
يک دکتري از مريضش مي پرسد اين همه قاشق در شکم تو چه کار مي کند؟
مريض ميگويد خودتان گفتين روزي يک قاشق بخور.
------------------------------------
شخصی داروخونه داشته، يك روز جلو در داروخونه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد از مدتی يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك برداشته. داروخونه چییه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، روزی سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! داروخونه چی ميره تو فكر، بعد از يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم می شه!
به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن. گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت: سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي.
مشتی داشت خاطره تعريف ميكرد، ميگفت: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!
از جوانی مي پرسند: پيامبر كي به رسالت رسيد؟ مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!
از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي میگه: کوپن چيه؟ آفريقايي ميگه: گوشت چيه؟ ايرانيه ميگه: نظر چيه؟!
يه مرده با زنش سوار ماشين بودن و داشتن مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از کنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. مرده هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام!!!
يه روز عزرائيل با بنز مياد همه تعجب مي کنن و ازش ميپرسن :عزرائيل، پول اين بنز رو از کجا آوردي ؟
ميگه بابت اضافه کاريه 11 سپتامبره.
معلم از شاگرد پرسيد :
چرا انيشتن از افتادن سيب تعجب کرد ؟
شاگرد پس از جند لحظه مکث گفت :
آقاچون زيردرخت گلابي نشسته بود !!
يك روز يك نفر روي ديوار يك نقطه آبي مي بينه .مي ره جلو مي بينه مورچه شلوار (لي) پوشيده
روزي معلم به شاگرد ميگه ۵تا حيوان درنده نام ببر؟
شاگرد:۲تا ببر ۳تا شير
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |