زعفرون یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!
----------------------------
تو آبادان وقتی هوا تاریک میشه از بلندگوهای مسجد اعلام میکنند: همشهریان محترم هوا تاریک شد. لطفن عینکاتون و بردارید
-----------------------------
فارسه تو امامزاده ميشاشه !مردم ميريزن سرش د بزن ! ميگه بابا نزنيد شاشبند شده بودم آقا بهم شفا داد
---------------------------------
یه روز تو مترو بودم چند تا ترک داشتن در باره مسخره کردن فارسها شعر میگفتن حالا نمی دونم چی بلغور می کردن اما مصراع آخر شعرش خطاب به فارسها این بود : ''که ترک خر منم یا تو؟''
-------------------------------------
یه بار تو مترو بودم 2 نفر از کارکن 118 نشسته بودن از موضوعات خنده دارشون میگفتن یکی گفت: یه زنه ترک زنگ زد گفت: شماره فلانی رو دارید؟ گفتم ثبت نشده بعد زنه گفت پس بی زحمت شماره همسایشو بدید. اون یکی هم گفت: یه ترکه زنگ زد گفتش: شماره فلانی رو میخوام منم گفتم اآدرسشو بده ترکه گفته سر کوچشون یه نانوایی بربری هست
-----------------------
!! رشتیه زنش حامله بوده خرج عمل سزارین رو نداشته.میره وسط کوچه داد میزنه : آی ملت بیاین دنگاتون رو بدین
--
------------------------------