امشب تفسیر به افتخار خانوم انصاری. ایشون باعث افتخار همه زنوی ایرانن، حتی حاج آقوی ما هم میگه باعث افتخار آقایون هم هست!
مساله امروز ما اینه که اگه ایشون ایرون مونده بودن چیچی میشد. خانم انصاری در سال ۱۹۸۴ ایران رو به مقصد آمریکا ترک کردن. اگه ایشون مونده بودن، خیلی هنر میکردن دانشگاه قبول میشدن، بعددش اونجو هم به خاطر اینکه لب لوچهشونو ماتیک زده بودن، یه تذکر انضباطی همو ترم اول میگرفتن! خلاصه اگر ترم اول جون سالم به در میآوردن، ترموی بعدی سر هر مسالهای انجمن اسلامی و جهاد دانشگوی بهش گیر میدادن.
اگر هم تازه بدون اذیت گزینش قبول شده بودن، برای کارشناسی ارشد هم کلی مشکل داشتن. حالو گاسم (شاید هم )خانم انصاری میخواست بروی فوق لیسانس تحقیق کنه، قیر داشت، قیف نبود، قیفش بود، از قیر خبری نبود...عامو اینطوری که نمشد که!
حالو بعد یی مدتی خواستگارا سر میرسیدن. شرط و شروطا زیاد بود. میگفتن ایشون اگه میخوان با ما زندگی کنن نباید بیرون خونه کار کنن، بی اذن ما هم جویی نمتونن برن!
حالو بر فرض ازواج هم میکردن، شوهرشون ووسهی اینکه ایشون جویی نره، یی شکم، دو شکم ...سه شکم...
خانم انصاری واسه اینکه موفق بشه، باید یی نه میگفت، ۹ ماه پوست شکم نمیکشید!
اگر هم میخواست موفق بشه، میشد زن آقوی الهام که بشد زن سخنگوی دولت، بعدش هم هی رودار، تقاضای خلع لباس آقوی خاتمی رو میکرد!
از همه چیزهم جالبترا، اینه که تیلفیزیون داره هی ایشونو نشون میده و بهشون افتخار میکنه! عامو ایشون که افتخار شومو نیستن، افتخار مردم ایرانن! اگه ایران مونده بود که میشد فارغالتحصیل بیکار دانشگوی آزاد!
داستان خانوم انوشه تموم نشده، ولی تا سالهای سال مقامات وزارت علومو مشغلوم از ای ماجرا سود استفاده میکنن.