|
|
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |


اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا :: پزشکی :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
يكي از مهمترين پرسش هايي كه مي توانيد از خودتان بپرسيد اين است كه « آيا مي خواهم ''حق'' با من باشد – يا مي خواهم خوشحال باشم؟ » بسياري اوقات، اين دو پرسش يكديگر را نفي مي كنند.
حق به جانب بودن و دفاع از مواضع خود ، مستلزم صرف نيروي ذهني بسيار زيادي است و اغلب ما را با اشخاصي كه در زندگي مان هستند بيگانه مي كند. لازمه حق به جانب بودن ما – يا لازمه حق به جانب نبودن اشخاص ديگر – آنها را ترغيب به دفاع مي كند و ما را تحت فشار قرار مي دهد كه به دفاع ادامه دهيم. با وجود اين ، بسياري از ما (گاهي من هم همين طور) مقدار زيادي وقت و نيرو صرف مي كنيم تا ثابت كنيم ( يا نشان دهيم ) كه حق به جانب ماست – و يا اين كه ديگران در اشتباه هستند. بسياري از مردم ، آگاهانه يا ناآگاهانه بر اين باورند كه تا حدي وظيفه آنهاست كه به ديگران نشان دهند كه چطور مواضع ، گفتارها و نقطه نظرهاي آنها نادرست است و اين كه در انجام چنين وظيفه اي، شخصي كه از اشتباه در مي آيد به نحوي از آن سپاسگزاري خواهد كرد، يا دست كم چيزي ياد مي گيرد: حق به جانب نبودن را!
در اين باره فكر كنيد. آيا تا به حال شده كه كسي شما را از اشتباه درآورد ؟ و آنوقت شما به كسي كه تلاش مي كرد حق با او باشد گفته ايد « از اين كه نشان داديد من در اشتباهم و حق با شماست خيلي متشكرم . حالا مي فهمم ، واقعاً محشريد! » اصلاً كسي را مي شناسيد كه وقتي او را از اشتباه در آورديد يا خود را به قيمت حق به جانب نبودن او ، « حق به جانب » نشان داديد از شما تشكر كرده باشد ( يا حتي با شما موافق بوده باشد )؟ البته كه نه. حقيقت اين است كه همه ما از اين كه كسي ما را از اشتباه در بياورد نفرت داريم. همه مي خواهيم كه ديگران موضع ما را محترم بشمارند و درك كنند . شنونده و شنوا بودن يكي از بزرگترين آرزوهاي قلبي انسان است. و آنهايي كه گوش كردن را ياد مي گيرند عزيزترين و محترم ترين اشخاص هستند. آنهايي كه عادت دارند ديگران را اصلاح كرده و از اشتباه در آورند اغلب مورد نفرت واقع مي شوند و از آنها دور مي شوند.
البته اين طور نيست كه حق به جانب بودن هيچ وقت درست نباشد – گاهي اوقات واقعاً بايد حق به جانب شما باشد يا بخواهيد كه حق به جانب باشيد. شايد برخي مواضع فلسفي مانند وقتي كه اظهار نظر يك نژادپرست را مي شنويد وجود داشته باشد كه نمي خواهيد تغيير عقيده بدهيد. در اينجا مهم است كه نظرتان را ابراز كنيد.
يك راهبرد عالي و عميق براي آرام تر و با محبت تر شدن اين است كه تمرين كنيم به ديگران اجازه دهيم از حق به جانب بودن شاد شوند – به آنها فرصت دهيم كه بدرخشند. پس ، از اصلاح ديگران دست برداريد. هر چند كه ممكن است تغيير اين عادت سخت باشد ، ارزش تلاش و تمرين لازم را دارد. وقتي كه شخصي مي گويد « حقيقتاً احساس مي كنم مهم است كه... » ، به جاي آن كه توي حرف او بدويد و بگوييد « نه، مهمتر آن است كه ... » ، و يا يكي ديگر از صدها نوع جملات اصلاح مكالمه را به كار بريد ، فقط بگذاريد حرفش را بزند و اجازه دهيد كه بيان او برتر باشد. در اين صورت مردم اطراف شما كمتر تدافعي و بيشتر با محبت خواهند شد. آنها براي شما بيش از آنچه كه فكرش را بكنيد ارزش قائل خواهند شد، حتي اگر دقيقاً علت آن را ندانند. شما شادي شركت داشتن و شاهد خوشحالي ديگران بودن را درك خواهيد كرد كه بسيار بيش از جنگ من ها Ego)) است. شما به هيچ وجه مجبور نيستيد حقايق فلسفي عميق يا عقايد قلبي خود را فدا كنيد، اما از امروز اجازه دهيد كه بيشتر اوقات « حق » با ديگران باشد!
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| |